چرا وبلاگ نویسی مُرد؟

پرشین بلاگ، میهن بلاگ، بلاگ اسکای، بلاگر مثل اینکه یک انقلاب شروع شده بود.

سال دوم دبیرستان بودم. با گروهی از بچه‌ها در مسابقات کشوری نجوم شرکت کرده بودیم. همه چیز آماده بود اما دنبال یک نوآوری بودیم. یک فکر جدید. برای اولین بار برای آن سال با بلاگفا آشنا شدم. وبلگ نویسی برایم تازگی داشت. هم سن و سال‌های ما هنوز با وبلاگ آشنایی نداشتند. من هم بلد نبودم. اما شروع کردیم.


وبلاگ که ساخته شد یک تم تیره هم برایش انتخاب کردیم که به فضای نجوم نزدیک باشد. اگر درست یادم باشد اسم "سیاه‌چاله" را انتخاب کرده بودیم. خلاصه دوستی من و وبلاگ‌نویسی از اینجا شروع شد. هنوز جامعه آشنایی زیادی با وبلاگ نداشت اما کم کم سرویس‌های متعدد ارائه فضای وبلاگ در حال رشد بود. پرشین بلاگ، میهن بلاگ، بلاگ اسکای، بلاگر مثل اینکه یک انقلاب شروع شده بود.


دوران یادگیری بود. چندین وبلاگ تاسیس کرده بودم. هم شخصی هم گروهی. با چند نفر از راه دور و استان‌های مختلف که وبلاگ نویس بودند آشنا شدم و یک وبلاگ گروهی راه‌انداختیم. آنهایی که کمی میخواستند خرج کنند هاست خریده بودند و با وردپرس وبلاگ خوبی درست کرده بودند. آرزوی ما این بود که وبلاگ با دامین مستقل داشته باشیم. بازار آموزش کد نویسی برای ادیت قالب وبلاگ ها هم داغ بود. اگر کسی بلد بود یک قالب را طراحی کند پول خوبی به جیب می‌زد.


یادم نیست از چه روزی اما به یکباره وبلاگ مرد. تمام شد. هیچ حس و انگیزه‌ای برای وبلاگ نویسی نبود. شاخ‌های وبلاگی هم کم کم دیر به دیر پست ارسال می‌کردند. حتی فتنه 88 هم نتوانست این مرده را زنده کند. یادم هست سال 88 هاست خریدم و با وردپرس یک وبلاگ درست کردم. فقط برای طراحی و پوستر بود. اما این ارزوی قدیمی هم کمتر از یک سال دوام آورد و به تاریخ پیوست.

چرا وبلاگ مرد؟

حتما من کارشناس نیستم اما به تجربه می‌نویسم که چه بر سر ولاگ و وبلاگ نویسی آمد. همین اتفاق برای شبکه‌های اجتماعی مثل توئیتر و فیس‌بوک هم افتاد. خوب که نگاه می‌کنم برای همین @virgool هم همان مسیر در حال طی شدن است.


یکم/ سرعت کم توسعه در کنار نیاز شدید مخاطب بود. اوایل شروع وبلاگ نویسی حتما ابزارهای در دسترس بیشتر از نیاز مخاطب ایرانی بود. با گسترش وبلاگ‌نویسی سرویس‌های زیادی راه‌اندازی شد اما همه آن‌ها ابزارهای مشابه و مشخصی در اختیار کاربر قرار می‌دادند. اوج تفاوت در قالب‌هایی بود که هر سرویس ارائه می‌داد.

تفاوت در رابط کاربری هم در انتخاب کاربران بی‌تاثیر نبود. تا اینجای کار همه چیز خوب پیش می‌رفت اما با شروع دوران شبکه‌های اجتماعی و موبایل‌های هوشمند ورق برگشت. سیر تحول در نیازهای کاربران و مخاطبین وبلاگ‌ها شتاب باورنکردنی گرفت. اینجا بود که ارائه دهندگان سرویس‌های وبلاگی عقب ماندند و به نظر می‌آمد عزمی هم برای جبران این فاصله بوجود آمده نداشتند.

نرم‌افزارهای موبایلی ذائقه مخاطب را عوض کرده بودند. مخاب می‌خواست همه چیز را به آسان‌ترین طریق ممکن بدست آورد اما برای ورود به یک وبلاگ باید راه طولانی را طی می‌کردیم. علاوه بر این باید حافظه خوبی هم می‌داشتیم تا آدرس همه وبلاگ‌های دلخواه را حفظ می‌کردیم یا همیشه یک دفترچه همراهمان بود که آدرس‌ها را در آن نوشته بودیم یا اینکه باید رایانه‌مان همیشه همراهمان بود تا آدرس‌های بوکمارک شده را چک کنیم.

سرویس‌های وبلاگی حتی از ارائه یک نرم افزار مستقل برای خواندن وبلاگ هم عقب مانده بودند. مسئله‌ای که در زمان خودش و تا قبل از ارائه سرویس‌هایی مثل تلگرام تقریبا اکثر سایت‌های بزرگ به آن دست یافته بودند.

وبلاگ نویس‌ها هم دوست داشتند راحت‌تر بتوانند مطلب ارسال کنند. در مسافرت، دانشگاه، مدرسه، محل کار، مترو و هرجایی که نیاز به نوشتن و فرصت پیش آمد. اوج ابتکار سرویس‌های وبلاگی برای این نیاز ارسال پست پیامکی بود که واقعا ایده مسخره‌ای بود. با پیامک! بدون روح و گرافیک. حالا یکی دو سالی هست که میهن‌بلاگ نرم افزار وبلاگ نویسی ارائه کرده اما با کلی ضعف و مشکل. کندی توسعه دهندگان سرویس‌های وبلاگی عرصه تاخت نرم افزارهای موبایلی شد.


دوم/ هجوم کسب و کارها به وبلاگ‌ها برای تبلیغ محصولاتشان مثل سیلی ویرانگر اکوسیستم وبلاگ‌نویسی را با خود برد. قبل از این وبلاگ‌ها نوشته‌های علمی و احساسی افراد حقیقی بودند. یا تولیدات چندرسانه‌ای آن‌ها اما کم کم وبلاگ تبدیل شد به بازار فروش محصولات و محلی برای تبلیغات حوصله سربر و بی‌خود.

ناگهان حجم انبوه از وبلاگ‌ها با آدرس‌ها و اسامی عجیب و غریب ساخته شد. هر وبلاگی را که باز می‌کردی تبلیغاتی بود. مثل حجوم ملخ‌ها به مزارع که دست‌رنج کشاورزان را نابود می‌کنند بنگاه‌های تبلیغاتی به سرویس‌های وبلاگی حمله کردند. اگر پیش از این با چند دقیقه زمان به وبلاگ‌های خوب دسترسی پیدا می‌کردی دیگر با صرف ساعت‌ها هم نمی‌توانستیم وبلاگ بدرد بخور پیدا کنیم.

وبلاگ‌های تبلیغاتی از نظر من بزرگترین خیانت در حق وبلاگ و وبلاگ‌نویسی بود. محیط وبلاگی مثل مردابی شده بود که هرچندتا گل هم در آن به چشم نمی‌آمد. البته هنوز هم این روند ادامه دارد و این بنگاه‌های ابتذال دست از سر ما برنداشته‌اند. در تلگرام، اینستاگرام، توئیتر و هرجایی که فکر را بکنید به ما هجوم آورده‌اند. همین ویرگول هم مستثنی نیست(عکسش را ذیل همین بند گذاشته‌ام). مدیران سرویس‌های وبلاگی هم اصلا حواسشان نبود که این وبلاگ‌های جدید مثل کرم از داخل کسب و کارشان را می‌خورد.


سوم/ کاهش سطح تحلیل و قدرت نویسندگی وبلاگ‌نویس‌ها هم بی‌تاثیر نبود. هر چه جلوتر آمدیم افول کردیم. نوشته‌ها دیگر جذابیت گذشته را نداشت. شاید ما افول کرده بودیم نه ابزار!.