ارزیابی بر اساس عملکرد،تکرار مکررات

پارک علم و فناوری دانشگاه تهران و چالش های فناوری در سوانح طبیعی، واقعیت یا شوآف های همیشگی

مدتی پیش به فراخور رشته(مهندسی در سوانح طبیعی)یه آگهی که پیوستش یه لینک هم بود رو دیدم .

مضمونش این بود :

دیگه فرمتش رو میبینید که سادگی منم یه جوری توجیه میکنه
دیگه فرمتش رو میبینید که سادگی منم یه جوری توجیه میکنه


که توی کانال دانشگاه خودمون(دانشگاه تهران) هم قرار داده بودش و میگفت ایده ها و راهکارهای فناوری خودتون رو درباره سوانح طبیعی توی یه فایل 10 مگابایتی بفرستید به این لینک و بعدش برید نمایشگاه بین المللی و ارائه کنید و... خیلی هم کار خوبیه . کار نیکو کردن از پر کردن است.

منم یه جلسه اشونو رفته بودم و یه کمی هم صحبت کرده بودم و کمی هم خوشحال شدم که یه کمی هم به رشته داره توجه میشه و هم که نیاز حیاتی مردم ایران هست و خب از اون آرمان های همیشگی و کمی هم شعرهای حماسی توی وجودم شروع کرد پلی شدن. منم که ساده دیگه گفتن نداره

بگذریم بریم سراغ اصل ماجرا و این تجربه مکرر

خب از اینکه دانشگاه بزاره این چرت و پرتها رو خب دیگه کار دانشگاه تهران کلا چرت و پرته مگر اینکه خلافش ثابت بشه

دلیل دوم هم هرکار علمی که باارزش باشه بالاخره ده مگابابت حداکثر توی پاورپویینت و... که مشخصه

سومش هم اینکه بدون داوری و چیزی بره توی یه جلسه ای اون هم توی یه جای عمومی مثل نمایشگاه بین المللی باز هم مشخصه .

دلیل ریشه ای ترش هم اینکه بابا اسم این مجموعه پارک علم و فناوری هست . خب احتمالا توی پروسه انتقال ترجمه اش دیگه پارک رو ما به رویدادهای متداول پارک باید رجوع بدیم. مثلا پارک لویزان هست خب این هم علم و فناوریش . حالا دیگه سیاه نمایی بسه بریم سراغ اجبار و اختیار . جبر خطی و غیرخطیش هم این بود:

استاد رشته هم کمی اصرار کرد و گفتیم باز هم سادگی بکنیم ببینیم چیه.همه چیز باید در عملکرد دید .نمیشه اینجوری قضاوت و تصمیم گیری کرد. نتیجه اکثر وقتها همینجوری تلخه ولی نمیشه بدون عملکرد نتیجه قطعی داد.

عدم قطعیت با وجود چگالی احتمال بالا رو باز هم گذاشتیم تو حیطه تست

خلاصه دلم بگه براتون :

کلی خلاصه کردیم کارمونو و فرستادیم به همون لینک کذایی . پیام سیستم هم اومد که با موفقیت ارسال شد و گفتم خب بریم دیگه برداشت کنیم .

جمعه رفتیم و سراغ یه خانمی و بهش گفتیم ما هم ارائه داشتیم . خیلی نامطلع بود . تا به حال کسی با غرور و اظهار بی اطلاعی و بی تاثیر بودن به شدت ایشون رو اینجوری قابل ستایش ندیده بودم . منم گفتم مرسی ولی خب این لینک بود و این آگهی و این هم نتیجه ثبت نام من و... خلاصه گوشی رو برداشت و مثل مدیرای مدیر رفت با تلفن لاس زدن.

خلاصه کنم . نتیجه گیری: یه پولی از یه جای بی صاحبی دادن به پارک دانشگاه و با تاکید هم گفتن بهش که:این رویدادها رو نمایشی بزار ،تو هم تخصصت همینه دیگه .

اونم که گفته بده بیاد عوض اینکه بره جایی پول چادر بشه و مایحتاج مردم ما هم میدیم مایحتاج خونواده خودمونو تهیه میکنیم . مرسی

بعدش هم اینکه وقت و انرژی هیچ کس هم مهم نیست همون که اعتماد میکنه هم محکومه به فضولی و کار کردن .

تقریبا این موارد اینجوری به هم ربط داره که شما نباید اعتماد و اطمینان میگردید.

حالا هم که اعتماد کردید و اینجوری ،نتیجه اش اینه که باید هزینه اعتماد کردن به ما رو هم به این شیوه بپردازید.

میدونید ها ولی اصرار میکنید دیگه پای خودتون . performance base evaluationهم باز زنده شد .

آقا نتیجه آخرش هم اینکه عکسها رو ببینید و قضاوت من و این ادعای من با شما


«خرج اتینا» از کی باب شد؟

«خرج اتینا کردن»

 مثل جمله‌ای است کوتاه، استعاری، برگرفته از تجربیات روزانه، با مضمونی حکیمانه، حاوی اظهارنظر یا عقیده‌ای کلی و پندآموز که به دلیل روانی الفاظ، روشنی معنی و موسیقی کلام میان مردم مشهورشده و آن را با تغییر جزئی یا بدون تغییر در گفتار خود به کار می‌برند و به آن استناد می‌کنند.

ضرب‌المثل‌ها آیینه تمام‌نمای فرهنگ، هنجارهای اجتماعی، عقاید و اندیشه‌ها، طرز زندگی، منش، مناسبات، تمدن، اخلاق و ... ملت‌ها هستند.

مثل‌ها عامل حفظ و بقای واژگان، کنایات و اصطلاحات زبان و باعث توانمندی و غنای آن نیز می‌شوند که از این حیث مثل، همان جایگاه شعر را در غنای فرهنگی ملت‌ها می‌یابد (ذوالفقاری، 1387).

************************

هر زمان کسی پولی را که عقلاً باید صرف خرج لازم و ضروری شود، در راه بیهوده، غیر ضروری و طریق غیرعاقلانه خرج کند، ضرب‌المثل فلانی «هرچه داشت خرج اتینا کرد» را به کار می‌برند.

منظور این است که فلانی هر چه داشت نفله کرد و از روی جوانی و خامی در راه غیر لازم خرج کرد.

حال باید دید این واژه «اتینا» چیست و چه نقشی در این عبارت مثلی دارد.

محمد حسین بهرامیان عضو هیئت علمی دانشگاه در مورد این مثل می‌نویسد: شادروان امیرقلی امینی در کتاب خود‌آورده در گذشته که مطرب‌ها و نوازنده‌ها در مجالس عروسی و مهمانی حرکتی می‌کردند و موسیقی می‌نواختند، یکی از آن‌ها کاسه‌ای را دور می‌چرخاند تا هر کسی که در آن مجلس است به کرم خود سکه‌ای را به آن‌ها تقدیم کند. در حقیقت هر کسی که پولی را به آن مطرب‌ می‌داد، پول مفتی را از دست می‌داد و در راه بیهوده‌ای و خرج عطینا کرده بود.

عطینا در واقع همان «اعطینا»ست که در تلفظ عوامانه به این شکل درآمده است. زمانی که فردی شاباش یا سکه‌ای را به مطرب‌ها می‌داد، یکی از مطربان به صدای بلند اعلام می‌کرد که اعطینا یعنی «مرحمت فرمودند».

واژه اتینا با این وصف تحریف شده فعل عربی اعطیناست و از همین روست که از آن زمان تا به حال اصطلاح «خرج اتینا» به عنوان مثلی رایج در کشورمان جا افتاده است.


و خدایی که همین نزدیکی است.