
خودکار جدید گرفتم؛ کیان ۰.۷ مثل همیشه. همین انتخابمه. نمیدونم چرا، ولی از خیلی قبلترها این خودکار رو میگرفتم؛ شاید چون حوصله این رو ندارم که به خرید خودکار فکر کنم، پس سادهترین و دمدستیترین گزینه رو انتخاب میکنم. شایدم عادت کردم.
عادت کلمه ترسناکیه. به خودت میآی میبینی عمرت رفت ولی داری یه کار چرت رو انجام میدی که هیچ سودی نداره. یه حالتش اینه، اما از این بدتر هم هست؛ مثلاً عادت میکنی ساکت شی، حرف نزنی؛ حتی وقتی که حقت رو گرفتن. از اینم ترسناکتر میشه؛ به شرایط سخت عادت میکنی و یادت میره یه زندگی عادی داشتی. عادت میکنی به گرونی، به اینترانت، به تورم یا یه جنگ. تا جایی میری جلو که اینا برات عادی میشه و کمکم یادت میره چیزایی که یه روز عادی نبود.
فراموش میکنی شبهایی که با دوستات اونور دنیا ویدیوکال میکردی، یادت میره با یوتیوب رایگان زبان میخوندی، یادت میره یه روز با یه سکه یه بستنی کیم یا یه بسته چیپس میگرفتی. آره، عادت میکنی؛ قورباغه تو آب جوش.