ویرگول
ورودثبت نام
mehdi mazloomzadeh
mehdi mazloomzadeh
mehdi mazloomzadeh
mehdi mazloomzadeh
خواندن ۴ دقیقه·۱ ماه پیش

حافظه تاریخی، کلید تحول یا سوخت نزاع؟نگاهی به سخنرانی دکتر محمد فاضلی در کنفرانس مدیریت فناوری و نوآوری ایران (IRAMOT)

سید مهدی مظلوم زاده
در بیستم آذر ماه ۱۴۰۴، سکوی "طرحی نو" کنفرانس بین‌المللی مدیریت فناوری و نوآوری ایران (IRAMOT)، میزبان سخنرانی‌ای جنجالی از دکتر محمد فاضلی، جامعه‌شناس برجسته و منتقد شناخته‌شده سیاست‌های داخلی، بود.

فاضلی که پیشتر به دلیل دیدگاه‌های صریح‌اش در حوزه‌های محیط زیست، آموزش عالی و جامعه‌شناسی سیاسی شناخته می‌شود، این بار با تمرکز بر چشم‌اندازهای آینده ایران، چهار سناریوی ممکن برای کشور ترسیم کرد و نقش کلیدی «حافظه تاریخی» را به عنوان مانع یا محرک تحول برجسته ساخت. فاضلی سخنرانی خود را با ترسیم چهار چشم‌انداز پیش روی ایران آغاز کرد.

سناریوی اول، حمله خارجی منجر به براندازی نظام سیاسی است؛ نتیجه‌اش فروپاشی نظم موجود، بی‌ثباتی گسترده، ویرانی غیرقابل کنترل و حتی احتمال تجزیه کشور. او این سناریو را بدترین گزینه ممکن توصیف کرد که می‌تواند ایران را به ورطه‌ای غیرقابل بازگشت بکشاند.

سناریوی دوم، حمله خارجی بدون براندازی است. در این حالت، نظام سیاسی باقی می‌ماند اما خشن‌تر می‌شود؛ ناامنی افزایش می‌یابد، اصرار بر وضع موجود قوی‌تر شده و مناقشه میان «زور» و «زبان» (یعنی سرکوب در برابر گفت‌وگو) غالب می‌گردد.

سناریوی سوم، که فاضلی آن را محتمل‌ترین می‌داند، بقای نظم سیاسی بدون حمله خارجی است؛ اما با پارادایم اصرار بر ادامه وضع فعلی. در این سناریو، سیاست صنعتی واقعی وجود ندارد، رانت‌ها مولد نمی‌شوند، تغییر در زبان و گفتمان سیاسی رخ نمی‌دهد، تمرکززدایی صورت نمی‌گیرد، جانمایی جدید ایران در جهان تعریف نمی‌شود، بازتوزیع رانت‌ها انجام نمی‌گیرد، سیاست رسانه‌ای بازتعریف نمی‌شود، نخبگان میانی تقویت نمی‌گردند، ظرفیت حل مسئله تغییر نمی‌کند، نیروهای سیاست داخلی توانمند نمی‌شوند و هیچ پروژه مشترکی با جامعه و بخش خصوصی شکل نمی‌گیرد. فاضلی با تمثیل گویایی این وضعیت را توصیف کرد: «انگار جامعه را بسته‌اند به درخت و رفتند. اگر باران بیاید، آب و غذا گیرش می‌آید، وگرنه هیچ.»

در مقابل، سناریوی چهارم، تحول مثبت است؛ جایی که همه کاستی‌های سناریوی سوم بهبود می‌یابد و تغییرات به نفع تحول سازنده هدایت می‌شوند.

فاضلی سپس به ریشه‌های تاریخی زوال جوامع پرداخت و تأکید کرد که در تاریخ اقتصاد سیاسی و جامعه‌شناسی، زوال اغلب به خشونت فرسایشی منجر می‌شود؛ خروجی‌اش این است که نظم سیاسی در برابر منافع جامعه باقی می‌ماند. او پرسید: مانع اصلی گذار از سناریوی سوم به چهارم چیست؟ پاسخش «حافظه تاریخی» بود.حافظه تاریخی، به گفته فاضلی، روایت‌های مشترکی است که میلیون‌ها نفر به آن باور دارند؛ اجتماعی، سیاسی (و نه خنثی)، و گزینشی است. این حافظه می‌تواند سوخت همبستگی اجتماعی باشد یا ابزار نزاع. او مثال‌هایی زد: نلسون ماندلا حافظه آپارتاید را به سوخت همبستگی تبدیل کرد؛ آلمان‌ها هولوکاست را به پایه دموکراسی بدل ساختند؛ اروپایی‌ها خاطره دو جنگ جهانی را به شعار «Never Again» و اتحادیه اروپا تبدیل کردند. در مقابل، در رواندا و بالکان، خاطره جمعی به خونریزی منجر شد.

فاضلی سه کیس مثبت آورد: آفریقای جنوبی با ماندلا، شیلی پس از پینوشه، و چین. در آفریقای جنوبی، ماندلا حافظه آپارتاید را به «ببخش اما فراموش نکن» تبدیل کرد. در شیلی، پس از کنار رفتن پینوشه (که همچنان فرمانده مادام‌العمر ارتش بود)، جامعه مطالبه اش را در سطح «دمکراسی و عدالت محدود» کنترل کرد و در نهایت، حافظه پینوشه را به عنصر شفابخش تبدیل کرد. در چین، خاطره یک قرن تحقیر از جنگ تریاک تا ۱۹۴۹ را به «خیزش آرام» بدل ساختند؛ چنان‌که در روایت یک اروپایی تعجب وی از اینکه چرا چینی‌ها با تبدیل شدن به قدرت برتر، همچنان از «خیزش آرام» سخن می‌گویند، انعکاس یافته بود.

اما موردی که به عنوان تحربه منفی در این سخنرانی ارائه گردید انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران بود. فاضلی گفت ما همه چیز را معکوس کردیم؛ از مدل توسعه تا ارتش را سیاه‌نمایی کردیم، همه نشانه‌ها را پاک کردیم. خاطره کودتای ۲۸ مرداد را به «نفرت تا ابد» تبدیل کردیم در مقایسه با چینی ها که یک قرن تحقیر را به سوخت خیزش آرام بدل ساختند، ما آن را به سوخت منازعه، فرسایش و ویرانی تبدیل کردیم.

در جمع‌بندی، فاضلی دو مدل بهره‌برداری از حافظه تاریخی را ترسیم کرد: یکی برای شفا و دستور کار مشترک و پارادایم اصلاح؛ دیگری برای نزاع و امنیت‌سازی سلطه سیاسی. او قاعده‌ای طلایی یادآوری کرد: «آن‌که قدرت بیشتری دارد، مسئولیت بیشتری دارد.»در نهایت، زندگی‌سازترین رویکرد، گزینش مسئولانه از روایت‌های حافظه جمعی و بازتفسیر آن به قصد شفا دادن است. فاضلی، با زبانی صریح، جامعه ایران را به تأمل در نحوه مواجهه با گذشته دعوت کرد: آیا حافظه تاریخی ما سوخت تحول مثبت خواهد شد یا ابزار فرسایش بیشتر؟ در شرایطی که کشور با چالش‌های متعدد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبرو است، این پرسش بیش از پیش حیاتی به نظر می‌رسد. فاضلی نشان داد که گذار به سناریوی چهارم، نه تنها نیازمند تغییرات ساختاری، بلکه بازنگری عمیق در روایت‌های جمعی ما از تاریخ است.

حافظه تاریخیمحمد فاضلی
۰
۰
mehdi mazloomzadeh
mehdi mazloomzadeh
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید