سید مهدی مظلوم زاده
در روزهای پایانی پاییز، و در یکی از نشستهای کنفرانس سالانه انجمن مدیریت فناوری و نوآوری ایران، نشستی در تهران برگزار شد که شاید نقطه عطفی در تاریخ جامعه نوآوری ایران باشد. نشستی با عنوان «انجمن مدیریت فناوری و نوآوری ایران؛ ماموریتی تازه برای ساخت آینده» که در آن، اساتید، و سیاستگذاران گرد هم آمدند تا درباره نقش این انجمن در دهههای پیش رو گفتوگو کنند. اما آنچه از این نشست برآمد، فراتر از یک بحث حرفهای بود: تصویری نگرانکننده از جامعهای که نسبت به آینده خود «ایستاده» و بیتفاوت شده است.
دکتر مهدی الیاسی، معاون سابق سیاستگذاری معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و از چهرههای شناختهشده حوزه نوآوری، جامعه ایران را «جامعهای ایستاده» توصیف کرد؛ جامعهای که برخلاف دو دهه پیش، دیگر چشمانداز روشنی برای آینده ندارد و تنها نظارهگر پدیدههاست. این توصیف، یادآور پدیده روانشناختی–اجتماعی معروف به «اثر تماشاگر» (bystander effect) است. وقتی همه منتظرند کسی قدم پیش بگذارد، و در نهایت هیچکس حرکت نمیکند. در ایران امروز، این اثر تماشاگر نه تنها در خیابانها، بلکه در دانشگاهها، آزمایشگاهها و استارتآپها نیز دیده میشود. جامعه علمی و فناوری ما، با وجود استعدادهای درخشان، عمدتاً به حاشیه رانده شده و کنشگری فعالانهای ندارد.
پژوهشهای روانشناسی اجتماعی نشان میدهد که اثر تماشاگر اغلب زمانی شکسته میشود که یک نفر یا یک نهاد، رهبری موقعیتی را بر عهده گرفته، وظایف را بهطور دقیق تقسیم کرده و مسئولیتها را مشخص نماید و خود وارد میدان عمل شود. برای مثال، در یک حادثه خیابانی، اگر یک نفر فریاد بزند «شما با لباس آبی، با اورژانس تماس بگیرید! شما با پیراهن سفید، کمک کنید!»، ناگهان تماشاگران به کنشگران تبدیل میشوند. همین منطق در سطح اجتماعی نیز صادق است.
در چنین شرایطی، انجمن مدیریت فناوری و نوآوری ایران نمیتواند صرفاً یک نهاد آکادمیک–حرفهای باقی بماند. پیشنهاد این است که انجمن نقش «رهبری موقعیتی» را بر عهده گیرد تا ذیل آن، سه کارویژه اصلی پیشنهادی دکتر محمدرضا آراستی یعنی روشنگری، کنشگری و پایشگری، به راهبردی هماهنگ و یکپارچه تبدیل شود. بدین ترتیب انجمن خواهد توانست متناسب با سطح بلوغ هر یک از ذینفعان اکوسیستم، طرح ریزی اختصاصی خود را داشته باشد.
کارویژه روشنگری انجمن میتواند با شناسایی مسائل بزرگ کشور که با نوآوری و فناوری قابل حل هستند انتشار عمومی گزارشهایی شفاف درباره آنها انجام پذیرد. به عنوان مثال گزارشهای سالانهای که مسائلی مانند سلامت دیجیتال، انرژیهای تجدیدپذیر یا هوش مصنوعی را با تجربیات جهانی مقایسه می کنند، از این نوع هستند
اما کنشگر بودن به معنای ورود مستقیم به میدان سیاستگذاری است. که فعالیتهایی چون تدوین طرحوارههای سیاستی، گفتوگوی انتقادی با مجلس و دستگاههای اجرایی، و پیگیری اصلاح قوانین ضدنوآوری ذیل آن دسته بندی می شوند.
پایشگر بودن نیز مستلزم نظارت مداوم بر نقشهراههای ملی نوآوری، انتشار بهموقع نقدهای کارشناسی و قرار دادن عملکرد سیستم اجرایی در معرض افکار عمومی است.
این سه نقش، چرخهای بازخوردی ایجاد میکنند که میتواند اثر تماشاگر را بشکند. اگر انجمن رهبری موقعیتی را بر عهده گیرد، وظایف بخشهای مختلف اکوسیستم را تعریف کند و حتی بخشهای غیرفعال را مورد انتقاد قرار دهد، میتواند جامعه نوآوری را از حالت بیتفاوتی خارج کند.
اما چالش اصلی پیش روی این انجمن، همان چیزی است که بسیاری از مسائل اساسی ایران با آن گره خورده: نیاز به روابط سازنده بینالمللی، اقتصاد فارغ از رانت و پیشبینیپذیر، حقوق مالکیت تضمینشده و نهادهای حل مسئله مانند رسانههای آزاد و دانشگاههای مستقل. ورود انجمن به این حوزهها، ناگزیر آن را به مرزهای سیاسی نزدیک میکند.
برای مدیریت این خطر، چند راهکار عملی پیشنهاد میشود: تمرکز بر مسئلهمحوری غیرایدئولوژیک (صرفاً بحث درباره مسائل فنی–اقتصادی بدون ورود به نوع حکومت)، تفکیک لایههای فعالیت (انجام کارهای حساس توسط نهادهای همکار مستقل)، ائتلافسازی فراجناحی (دعوت همزمان از همه طیفهای سیاسی به پنلها) و بیمه بینالمللی (عضویت در شبکههای جهانی برای افزایش هزینه هرگونه فشار داخلی).
انجمن در لحظهای تاریخی قرار دارد. خلأ نهاد مدنی معتبر در حوزه سیاستگذاری نوآوری، فرصتی استثنایی است. اگر این نقش رهبری را نپذیرد، این خلأ توسط نهادهای شبهدولتی یا گروههای سیاسی به شکلی غیر حرفه ای پر خواهد شد.
ایران در دهه آینده یا با جهش نوآورانه پیش خواهد رفت یا در انزوای فناورانه فرو خواهد افتاد. انجمن مدیریت فناوری و نوآوری میتواند به اندازه اثربخشی خودش در اکوسیستم به گذار از تماشاگری به کنشگری کمک کند