از عجایب حجاب بانوان ورزشکار

یکی از تعارضات جالب در عملکرد جمهوری اسلامی رو میشه در برابر حجاب بانوان ورزشکار دید. حکومت از طرفی برای اثبات کارآمدی‌اش در رسانه‌های خارجی و ایجاد چهره‌ی خوب و نمایاندن این قضیه که در برابر پیشرفت زنان مانع تراشی نمیکنه، میاید و به بانوان اجازه‌ی فعالیت میدهد. و از طرفی دیگر برای نشان دادن چهره‌ی اسلامیش مجبور است یک تکه پارچه روی سر آن‌ها بگذارد. اما مشکل از آنجایی ایجاد میشه که تو صحبت‌های غیر رسمی‌تر، عملاً اونها رو به خاطر اینکار سرزنش میکنه. مثلاً در بین اساتید معارف دانشگاه‌های مختلف، هستند کسانی که نظرشون اینه اصلاً چه معنی داره دختر تا مقطع دکترا درس بخونه و استاد دانشگاه بشه. باید شوهرداری بلد باشه! یا آخوندهایی که در مجالس خودشون، کاملاً مایل به عدم حضور زنان در زمینه‌های مختلفند. اما این کار نه تنها باعث آسیب به دین و احکام شرعی میشه، همچنین باعث ایجاد تنش بین حکومت و مردم میشه و در نهایت موجب از بین رفتن سرمایه‌های انسانی و مالی می‌شود. چه افرادی که به دلیل همین مشکلات مهاجرت می‌کنند و چه نهادهایی که سر همین قضایا بودجه مصرف می‌کنند.


اما این آسیب به دین از دو جهت قابل بررسیه. اولین مورد اینست که در چشم مردم، احکامِ دین با قوانینِ حکومت یکسان در نظر گرفته می‌شوند. و افراد در صورت نارضایتی از حکومت، برای مقابله با آن، ممکن است در برابر دین مقاومت کنند و احکام آن‌را نادیده بگیرند. که در نهایت باعث عدم اطمینان به دین، و احساس ناراحتی از وجود آن می‌شود. مورد دوم هم اینست که این کار بحث حجاب را تقلیل میدهد به اینکه صرفاً موی افراد معلوم نباشد. در صورتیکه فلسفه‌ی حجاب، دور بودن از نگاه نامحرم است. یعنی سعی باید بر این باشد که مردان و زنان، کمترین تعامل رو با هم داشته باشند. اما فرد ورزشکار به دلیل اجبار حکومت، پارچه‌ای سرش میکند، و صرفاً موهایش معلوم نیست. اما از نظر حکومت پذیرفته شده و آن‌را مصداق فعالیت زنان مسلمان و آزادی آنان در رسیدن به موفقیت‌های بین‌المللی بر می‌شمارد. در صورتی که اگر بخواهیم دقیق بررسی کنیم اصلاً پوشش متناسبی با فلسفه‌ی حجاب نیست. یعنی حتی در بحث درون دینی هم به احکام آسیب رسیده و از حد مطلوبش فاصله‌ی زیادی گرفته است.

ممکنه با مشاهده‌ی این اتفاقات و رخ دادهای مشابه آن در موارد گوناگون، همچون استخدام در ادارات دولتی و ... بارها به این نتیجه رسیده باشید که دین و حکومت باید از هم جدا باشند یا به عبارتی دیگر همان سکولاریزم برقرار باشه. وقتی که به جای رزومه‌ی افراد، از مستحبات آن‌ها سوال می‌شود، بازده مناسبی در پی نخواهد داشت. در حال حاضر این چنین به نظر می‌رسد که عملاً حکومت در اداره‌ی کشور با دستورات دینی ناتوان بوده است. و لازم است آن‌را کنار بگذارد. البته من خودم معتقد به دخالت دین در همه عرصه‌ها هستم. منتهی توسط امام معصوم. نه کسی که مدتی مطالعه‌ای در این زمینه داشته، هرچند که تحقیقات فراونی انجام داده باشد. چرا که به نظرم حد و مرزهای دخالت کردن یا نکردن دین رو، فقط شخص امام معصوم می‌تواند درک کند و آن‌را به بهترین شکل انجام نماید. و اگر بپذیریم که اساساً دینی الهی در دنیا وجود دارد و روزی کنترل امور را در دست خواهد گرفت، آن‌وقت مشکلاتی اینچنینی در پی نخواهد داشت. اما متاسفانه هستند کسانی که این استدلال‌ها را نمی‌پذیرند و دائماً باعث ایجاد تنش‌های فراوان بین افراد و گروه‌های مختلف می‌شوند. امیدوارم روزی با آرامش کنار هم زندگی کنیم.

ممنون از وقتی که گذاشتید.