ویرگول
ورودثبت نام
محمد نصیری
محمد نصیریمحمد نصیری - کیمیاگران واقعی سرب را به طلا تبدیل نمی کنند بلکه آنها جهان را به کلمات تبدیل می کنند(ویلیام گاس) وبلاگ: http://javdaneghi.blog.ir
محمد نصیری
محمد نصیری
خواندن ۵ دقیقه·۱۰ ماه پیش

خطرات سوگیری بقا(Survivorship Bias)

  • سوگیری بقا، خطایی است که ناشی از تمرکز سیستماتیک بر بازماندگان (موفقیت‌ها) و نادیده گرفتن تلفات (شکست‌ها) است که باعث می‌شود نرخ پایه واقعی بقا (احتمال واقعی موفقیت) را از دست بدهیم و به نتیجه‌گیری‌های نادرست برسیم.

  •  برای جلوگیری از این دام، باید شواهد نادیده را به همان اندازه شواهد دیده شده در نظر بگیریم. برای ایجاد دیدگاه بهتر در مورد نرخ پایه موفقیت، به یک جدول احتمالات مراجعه کنید که اقدامات کامل شده و نشده برندگان و بازندگان را نشان می‌دهد.

سیسرو، فیلسوف و سیاستمدار رومی، ۲۰۰۰ سال پیش داستان یک ملحد به نام دیاگوراس را تعریف کرد که به خدایان اعتقادی نداشت.کسانی که سعی داشتند دیاگوراس را به وجود قدرت‌های برتر متقاعد کنند، مجموعه‌ای از لوح‌های نقاشی‌شده را به او نشان دادند که گروهی از ملوانان را به تصویر می‌کشید که در طوفانی سهمگین دعا کرده و سپس از غرق شدن کشتی جان سالم به در برده بودند.دیاگوراس به نقاشی‌ها نگاه کرد و پاسخ داد: "من کسانی را که نجات یافته‌اند می‌بینم، اما کسانی که دعا کردند و غرق شدند کجا هستند؟" (کسانی بودند که دعاشان مستجاب نشد)

دیاگوراس (از طریق سیسرو) یک نقص بسیار رایج در استدلال و تصمیم‌گیری انسان را برجسته کرد:

ما خود را در دیده‌ها قرار می‌دهیم و به طور سیستماتیک نادیده‌ها را نادیده می‌گیریم.

ما "برندگان" را تحسین می‌کنیم و داستان‌های موفقیت آنها را مطالعه می‌کنیم به امید اینکه ۱۰ ویژگی مشترکی را که منجر به موفقیت آنها شده است، تعیین کنیم.

ما کسانی را که ریسک می‌کنند و موفق می‌شوند، تحسین می‌کنیم و یک مدل ذهنی از ریسک و پاداش ایجاد می‌کنیم که اساساً همه کسانی را که ریسک می‌کنند و شکست می‌خورند، نادیده می‌گیرد.

ما مشتاق این سادگی هستیم، اما حقیقت این است که این سادگی، مجموعه‌ای حیاتی از واقعیت‌های اساسی را که همه ما باید از آنها آگاه باشیم، نادیده می‌گیرد.

بیایید در مورد خطرات سوگیری بقا صحبت کنیم...

 کارشناس آمار جان آنها را نجات داد

یک کارشناس آمار  جوان جان هزاران نفر را نجات داد.

در طول جنگ جهانی دوم، ایالات متحده با مشکلاتی در مورد بمب‌افکن‌های خود در اقیانوس آرام روبرو بود و تصمیم گرفت زره تقویتی را به مناطق خاصی از هواپیماهای خود اضافه کند.

گروهی از تحلیلگران بمب‌افکن‌های در حال بازگشت را بررسی کردند و سوراخ‌های گلوله و آسیب روی آنها را ترسیم کردند.بر اساس این تحلیل، آنها به این نتیجه رسیدند که اضافه کردن زره به دم، بدنه و بال‌ها، شانس زنده ماندن آنها را بهبود می‌بخشد.

اما یک کارشناس جوان آمار به نام آبراهام والد بلافاصله خاطرنشان کرد که این یک اشتباه غم‌انگیز خواهد بود...

با ترسیم تنها داده‌های مربوط به هواپیماهایی که بازگشتند، آنها به طور سیستماتیک داده‌های مربوط به یک زیرمجموعه مهم و آموزنده را حذف می‌کردند: هواپیماهایی که آسیب دیده و قادر به بازگشت نبودند.

آبراهام والد یک واقعیت ساده را تشخیص داده بود:

هواپیماهای "دیده شده" آسیب‌هایی را متحمل شده بودند که قابل بقا بودند.

هواپیماهای "دیده نشده" آسیب‌هایی را متحمل شده بودند که قابل بقا نبودند و از میدان جنگ برنگشته اند.

والد نتیجه گرفت که برخلاف تحلیل اولیه، باید به مناطق آسیب ندیده هواپیماهای بازگشته زره اضافه شود. در واقع، جایی که بازماندگان آسیب ندیده بودند، هواپیماها بیشترین آسیب‌پذیری را داشتند.

بر اساس بینش او، ارتش موتور و سایر قطعات آسیب‌پذیر را تقویت کرد و به طور قابل توجهی ایمنی خدمه را در طول نبرد بهبود بخشید و جان هزاران نفر را نجات داد.

اجتناب از سوگیری بقا

آبراهام والد یک سوگیری شناختی به نام سوگیری بقا را شناسایی کرده بود:

خطایی که ناشی از تمرکز سیستماتیک بر بازماندگان (موفقیت‌ها) و نادیده گرفتن تلفات (شکست‌ها) است و باعث می‌شود نرخ پایه واقعی بقا (احتمال واقعی موفقیت) را از دست بدهیم و به نتیجه‌گیری‌های نادرست برسیم.

ما می‌توانیم نمونه‌هایی از سوگیری بقا را در اطراف خود ببینیم:

  • ما کتاب‌هایی در مورد ویژگی‌های مشترک افراد موفق می‌خوانیم، اما نمی‌توانیم همه افراد ناموفقی را که همان ویژگی‌ها را داشتند در نظر بگیریم.

  • ما وقتی می‌شنویم که یک کارآفرین وام مسکن دوم گرفته و موفق شده است، این باور را تحسین می‌کنیم، اما نمی‌توانیم همه کارآفرینانی را که همین کار را کرده‌اند و ورشکست شده‌اند در نظر بگیریم.

  • ما داستان‌های موفقیت "شرط‌بندی روی خودت!" را جشن می‌گیریم، اما علل همان شعار را نادیده می‌گیریم.

  • ما استراتژی‌های فرهنگی موفق‌ترین شرکت‌ها را مطالعه می‌کنیم، اما نمی‌توانیم همه شرکت‌هایی را که از همان استراتژی‌ها پیروی کرده‌اند و از هم پاشیده‌اند در نظر بگیریم. وقتی نمی‌توانیم طیف نتایج و شواهد پنهان را در نظر بگیریم، دیدگاهی تحریف‌شده (و اغلب نادرست) از واقعیت - به‌ویژه از خطرات و نرخ واقعی موفقیت - ایجاد می‌کنیم.

برای جلوگیری از این دام، هنگام ارزیابی شواهد و تصمیم‌گیری، هر چهار ربع این جدول احتمالات ساده ۲x۲ را در نظر بگیرید:

سوال ۱: اقدام تکمیل‌شده و برد

سوال ۲: اقدام تکمیل‌شده و باخت

سوال ۳: اقدام تکمیل‌نشده و برد

سوال ۴: اقدام تکمیل‌نشده و باخت

Possibility Grid
Possibility Grid

جدول احتمالات شما را مجبور می‌کند که نادیده‌ها را به اندازه دیده‌ها در نظر بگیرید و برجسته کنید.

در حالی که مطمئناً ویژگی‌ها و اعمال شخصیتی وجود دارند که شانس موفقیت مالی، تجاری یا شخصی را بهبود می‌بخشند، فرض اینکه فرمول کلی وجود دارد که تضمین‌شده باشد، کاملاً خطرناک است.

سوگیری بقا را نمی‌توان به‌طور کامل اجتناب کرد، زیرا اکثریت قریب به اتفاق کتاب‌ها و تاریخ توسط بازماندگان و فاتحان نوشته شده است، اما در صورت امکان، به جدول ۲x۲ مراجعه کنید و شواهد نادیده را در نظر بگیرید.

به یاد داشته باشید: آنچه نادیده است اغلب به اندازه آنچه دیده می‌شود ارزش دارد.

مطالعه بیشتر: کتاب ما ساده نیستیم در این خصوص بررسی های متعدد انجام داده است که دکتر آذرخش مکری در پادکست کست باکس بدان پرداخته است که حتما ارزش گوش دادن دارد.

Nobody's Fool: Why We Get Taken In and What We Can Do about It

خطاهای شناختی
۸
۰
محمد نصیری
محمد نصیری
محمد نصیری - کیمیاگران واقعی سرب را به طلا تبدیل نمی کنند بلکه آنها جهان را به کلمات تبدیل می کنند(ویلیام گاس) وبلاگ: http://javdaneghi.blog.ir
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید