برای دیده شدن دست به هر کاری میزنیم!!

اینجا نیومدم بنویسم که از شاخ های صفحات مجازی طرفداری نکنیم و کلا لایکشون نکنیم و ... بیشتر بحث فرهنگ و یکسری معضلاتی هست که من نگران این شاخ ها نیستم نگران کسانیم که اینها را الگو قرار میدن و پیگیر کارهاشون میشن و حتی تقلید میکنن.

اتفاقی که دیروز افتاد و صدا کرد اتفاقی عجیب مثل بقیه اتفاقات عجیب صفحات مجازی بود. اگه برای ما غیر طبیعی و عجیب هست یه نگاه بندازیم چرا این اتفاق افتاد؟ چرا اصلا برایمان عجیب هست؟ چرا اون پسر بیست ساله برای دیده شدنش باید همچین کاری بکنه؟

روی حرفم به خانواده هایی که زحمتی برای تربیت و فرهنگ سازی نمیکشند بعد وقتی یه دختر نوجوان به مشکل میخوره همه انگشت های اتهام سمت آن دختر هست و خیلی راحت به خانواده او مجوز میدهند که دختر را متهم کنند و کسی انگشت اتهام را سمت خانواده ای نمیگیره که خودش رو مسئول تربیت نوجوان بدونه. چقدر راحت دست از تربیت فرزندانمان میکشیم برای اینکه خودمان را راحت کنیم اما این سوال را دارم که آیا مادر عزیز واقعا راحت میشی؟ آیا اون دختر قرار نیست همسر و مادر یک خانواده باشد؟ او چه تصوری از خودش پیدا میکند وقتی حتی خانواده هم مقصر میداندش؟ چند تا ازین فیلم ها میتونسته پخش بشه و نشده؟ ما چند دختر و پسر قربانی اینگونه داریم؟

جامعه سهم خودش رو چقد میدونه؟ با فیلترینگ مسئله حل میشه؟ فیلترینگی که راه دسترسی به صفحات غیر اخلاقی را راحتر میکند. آیا کودک و نوجوانی که خارج از ایران هست به این صفحات دسترسی ندارند؟ یا دسترسی دارند و یاد گرفته اند چگونه از شبکه های اجتماعی و صفحات مجازی استفاده کنند؟ و خانواده چقدر حواسشان به روح و روان آن کودک است؟

قدیم ندیما انقدر روانشناس و مشاور نبود الان که هست چرا برای این بچه ها کاری نمیکنن؟ من با آبروی رفته یک خانواده کاری ندارم من از شکست روحی و روانی یک مادر یک همسر یک دختر یک جامعه حرف میزنم. چرا کسی نمیشینه با نوجوان ها حرفی بزند و عقده های شخصیتی رو شناسایی و رفع کنه. همه ما عقده های شخصیتی داریم و با سایه های خودمون همواره در حال زندگی هستیم اما این باعث میشه دست به کارهای عجیب و غیر اخلاقی بزنیم؟

خیلی راحته بشینیم و بگیم طرف خودش مقصر هست و خیلی سخته اگه انگشت سمت اون آدم میگیریم یه انگشتمون هم سمت خودمون باشه، سمت فرهنگمون، سمت آموزش و پرورش، سمت جامعه.

همین موضوع باعث شد بخوام مطلبی درباره شاخ های ایسنتا بنویسم و اینکه چرا برای دیده شدن دست به هر کاری میزنیم؟ این افراد نوجوان های امروزی نیستن که بشه نگرانشون شد.

افرادی که شاخ اینستا هستن چند دسته اند:

کسانیکه از این فضا استفاده میکنند و میخواهند از این راه کسب در آمد کنند (شاید 5 درصد) که حتما میشه نقدی هم به نوع تبلیغات آنها داشت اما در این مقال نمیگنجه. کسانیکه مشکل دیده شدن در بچگی داشتند و الان میخوان دیده بشن میشه گفت اکثر شاخ ها از این دسته هستند که خب من حتما فرهنگ و نوع تربیت در خانواده را مسئله اصلی اینها میدانم. یه سری هم این وسطا هستن که زندگی شان را به رخ دیگران میکشند اما از نوع مصنوعی که اینها هم با دسته دوم خیلی تفاوتی ندارند، کسانیکه عقده های شخصیتی خود را آشکار میکنند و اجازه میدن هر فکری که دارند رو توی فضای مجازی به اشتراک بزارن. کسانیکه اون چیزی که نشون میدن نیستن و خدا میداند که زندگی واقعی آنها چگونه اس.

مخالف شبکه های اجتماعی و حتی اینستاگرام نیستم اما مخالف اینم که طرز استفاده اش رو به کودکان و نوجوان ها یاد ندیم، الان متاسفانه در اینستا محتوای ضد فرهنگی و محتوای پوچ زیاد شده. باید قبول کنیم در قبال تک تک کارهایی که میکنیم مسئول باشیم و بپذیریم که چند نفر میتوانند از ما الگو بردارن تو رو خدا یه کم به فکر فرهنگ بچه های این سرزمین باشیم. از خودمون قراره چی به جا بزاریم.