تاکنون به این اندازه عمیق معنای پهناوری سرزمینم را درک نکرده بودم و اینگونه دل در هراس پیوستگی اش نلرزانده ام.انگار که دلم به وجود همواره اش قرص بوده است، اکنون نیز دل قوی دارم به امید پایندگی و یکپارچگی اش ، ولی انگار صدای پای پیدا و پنهانی که سالها چشم به این پهناوری گستردگی و پیوستگی داشته اند اکنون آشکارتر شده است. گویی آنچه سالها در پرده بوده است اکنون عریان شده است، بی پروا و بی شرم سخن میگویند و عمل میکنند به گونه ای که دل می لرزد و جان بی قرار می شود. این سرزمین این روزها به همه ی داشته های اجتماعی و معنوی و هنری و تاریخش نیاز دارد تا ازین تنگه ی خطر بگذرد.
شکوفه هوشمندی
مرداد ماه ۱۴۰۴