ویرگول
ورودثبت نام
شکوفه هوشمندی
شکوفه هوشمندی
شکوفه هوشمندی
شکوفه هوشمندی
خواندن ۱ دقیقه·۷ ماه پیش

برای وطنم

دارند تهران مان را خراب می‌کنند، دارند فرزندان تهران را از آعوشش بیرون می‌کشند، دارند هر لحظه زخمی بر پیکر زیبایش مینشانند، دارند خاطره هایمان را ویران میکنند، دارند شعرهایی که برای تجریش، برای فرحزاد، برای ... بر زبانها بود بی معنا میکنند، دارند مام وطن را دل آشوب می کنند، دارند لهجه هایمان را به لکنت می اندازند، دارند هویتمان را فرو می ریزند، دارند غرورمان را زخمی می کنند، دارند چنگ به دل خوشیهایمان می کشند، یک بار دیگر جنگ، این هیولای دیوانه را به جان آزرده مان انداختند، این بار جانمان خسته تر، آزرده تر و شاید بی انگیزه تر و بی رویاتر است، انگار جانمان نیمه جان است از این همه آوار رنج که بر سر هویتش، غرورش، آسودگیش در طول سالها خراب شده است. دوباره باید در جستجوی آنچه این دیار را در طول قرن‌ها بر پا نگه داشته است برآییم، دوباره باید معناهایمان را از لابلای سطور شعرهایمان بیرون بکشیم و به آن تکیه دهیم، دوباره باید هویتمان را از کمان آرش پرواز دهیم و نشستنش در دور دستهایش را نظاره کنیم، دوباره باید رستم دستانمان را بر رخش اسطوره ای اش بنشانیم تا از هر هفت خوانی عبورمان دهد. این کهن مردمان در این دیر دیار همواره آماج هجوم بوده اند از آنررو که گوهری در بطنشان پنهان است.

شکوفه هوشمندی

۲۷ خرداد ۱۴۰۴

۰
۰
شکوفه هوشمندی
شکوفه هوشمندی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید