
تصور کنید دوستی دارید که سالها به او اعتماد کردهاید.
همیشه سر وقت آمده.
به قولهایش عمل کرده.
و در شرایط سخت کنارتان بوده است.
حالا اگر یک بار اشتباه کند، احتمالاً هنوز به او اعتماد دارید.
اما اگر بارها و بارها قول بدهد و عمل نکند چه؟
کمکم اعتماد از بین میرود.
اعتماد در ارتباطات سازمانی هم دقیقاً همینطور است.
هیچ سازمانی یک شبه معتبر نمیشود.
اعتبار نتیجه سالها رفتار درست و ارتباط صادقانه است.
روابط عمومی در این مسیر نقش مهمی دارد.
زیرا مسئول انتقال تصویر سازمان به جامعه است.
اما تصویر مثبت فقط با تبلیغات ساخته نمیشود.
تبلیغات میتواند توجه مخاطب را جلب کند.
اما اعتماد را رفتار واقعی سازمان میسازد.
اگر کیفیت خدمات پایین باشد، اگر وعدهها عملی نشوند یا اگر صداقت وجود نداشته باشد، هیچ کمپین تبلیغاتی نمیتواند مشکل را حل کند.
امروزه مردم به اطلاعات زیادی دسترسی دارند.
آنها قبل از خرید تحقیق میکنند.
نظرات دیگران را میخوانند.
و تجربههای مختلف را با هم مقایسه میکنند.
به همین دلیل حفظ اعتماد از گذشته دشوارتر شده است.
اما ارزش آن نیز بیشتر شده است.
سازمانی که اعتماد مخاطبان را به دست بیاورد، سرمایهای دارد که به راحتی قابل خریدن نیست.