ویرگول
ورودثبت نام
ابوالفضل غلامی
ابوالفضل غلامی
ابوالفضل غلامی
ابوالفضل غلامی
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

«تهوعی باید، تا تحولی شاید»؛ نقش مثبت انزجار در رشد و توسعه فردی

کمتر کسی دوست دارد از «انزجار» حرف بزند. حس ناخوشایندی است؛ دل‌به‌هم‌زن، پس‌زننده و آزاردهنده. معمولاً هم توصیه می‌شود از آن فاصله بگیریم، نادیده‌اش بگیریم یا سریع خاموشش کنیم. اما آیا همیشه باید چنین کرد؟ آیا هر رشدی الزاماً از آرامش و رضایت شروع می‌شود؟

تجربه‌ی زیسته‌ی بسیاری از انسان‌ها چیز دیگری می‌گوید.

انزجار؛ فقط حالِ بد نیست

در سطح ابتدایی، انزجار یک واکنش حفاظتی است. بدن و روان ما با آن اعلام می‌کنند: «این را نمی‌توانم هضم کنم.» همان‌طور که تهوع جسمی ما را از غذای فاسد دور می‌کند، تهوع روانی هم می‌تواند ما را از وضعیت، رابطه، باور یا رفتاری که به ما آسیب می‌زند، جدا کند.

مسئله اینجاست که انزجار فقط دفع نمی‌کند؛ مرز می‌سازد.

مرز میان:

  • آنچه با کرامت ما سازگار است و آنچه نیست

  • آنچه می‌توانیم بپذیریم و آنچه باید در برابرش بایستیم

در این معنا، انزجار می‌تواند آغاز خودآگاهی باشد.

وقتی همه‌چیز «قابل‌تحمل» می‌شود

بسیاری از رکودهای فردی از جایی شروع می‌شود که انسان به همه‌چیز عادت می‌کند؛ حتی به آنچه نادرست، فرساینده یا بی‌معناست. در چنین وضعی، نبودِ انزجار خطرناک‌تر از حضور آن است. کسی که هیچ‌چیز حالش را به هم نمی‌زند، معمولاً مدتی است که حساسیت‌هایش را از دست داده است.

اینجا تهوع، یک هشدار است:

«این زندگی، این نقش، این مسیر، دیگر با من جور نیست.»

اما هر تهوعی به تحول نمی‌رسد

با این حال، باید صادق بود: انزجار همیشه سازنده نیست. گاهی فقط خسته‌کننده است، گاهی فلج‌کننده، و گاهی بهانه‌ای برای فرار از رشد.

اگر انزجار:

  • به نفرت کور تبدیل شود

  • جای تفکر را بگیرد

  • یا به حس برتری اخلاقی منجر شود

نه‌تنها رشدی در کار نیست، بلکه افق فهم تنگ‌تر هم می‌شود. در این حالت، فرد به‌جای عبور از بحران، در آن ساکن می‌شود.

به همین دلیل است که عنوان می‌گوید: «تحولی شاید».

نقش عقل و معنا

انزجار به‌تنهایی کافی نیست. آنچه تهوع را به تحول تبدیل می‌کند، فهم است. باید از خود پرسید:

  • از چه چیز بدم آمده؟

  • چرا دیگر قابل‌تحمل نیست؟

  • اگر این وضعیت را ترک کنم، قرار است به کجا بروم، نه فقط از کجا فرار کنم؟

بدون این پرسش‌ها، تهوع فقط حالِ بد است؛ با آن‌ها، می‌تواند آستانه‌ی بازسازی باشد.

درنهایت:

رشد فردی همیشه از تجربه‌های دلپذیر آغاز نمی‌شود. گاهی انسان باید به نقطه‌ای برسد که دیگر نتواند با روایت قبلی زندگی کند. این ناتوانی، اگرچه ناخوشایند است، اما می‌تواند صادقانه‌ترین لحظه‌ی زندگی باشد.

نه هر تهوعی ارزشمند است و نه هر آرامشی نشانه‌ی سلامت.

اما گاهی، درست گاهی،

تهوعی لازم است… تا تحولی ممکن شود.

  • در این معنا، انزجار می‌تواند آغاز خودآگاهی باشد.

رشد فردیانزجارتوسعه فردیموفقیت
۱
۰
ابوالفضل غلامی
ابوالفضل غلامی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید