
وقتی به تاریخ معاصر ایران نگاه میکنم
هرکجا که حرکت اجتماعی موفقی صورت گرفته ردپای روحانیون و حوزه در آن دیده می شود
از نهضت تنباکو گرفته تا جنبش مشروطه و انقلاب اسلامی
همراهی روحانیون با این جنبش های اجتماعی در ذهن جامعه اکثرا مذهبی آن روزهای ایران به آنها مشروعیت بخشید
و باعث همراهی قشر عظیمی از مردم شد
ولی متاسفانه آخرین سابقه کنشگری جامعه روحانیون به همان سال ۵۷ برمی گردد
بعد از انقلاب تقریبا شاهد هیچ گونه کنشی از سوی حوزه علمیه نبودیم ..
و حوزه به یک نهاد ساکن و نمایشی تبدیل شده
یکی از دلایل همان خطری هست که ۴۷ سال پیش شهید مطهری نسبت به آن هشدار داده بود ؛
شهید معتقد بود روحانیون نباید به پست و مقامات دولتی گماشته شوند مگر در صورت ضرورت ..
و حوزه به عنوان یک نهاد پویا و کنشگر باید بر عملکرد حاکمیت نظارت داشته و ایرادات را گوشزد کند
مشخص است که وقتی خود روحانیون در دولت و سایر ارگان ها ( به جز نهاد هایی که به نظر و کارشناسی فقیه نیاز دارند ) ذی نفع شوند از سر مصلحت بر روی بسیاری از مشکلات چشم پوشی خواهند کرد و تعارض منافع به وجود می آید..

در اعتراضات اخیر اگر روحانیت در مطالبه گری و انتقاد پیشگام میشد ؛
تعداد بیشتری از مردم همراهی می کردند
قشر مذهبی وادار به کنشگری و شکستن چرخه سکوت بعد از ۴۷ سال میشد
حاکمیت بهای بیشتری به اعتراضات داده و مطمئنا پای صحبت روحانیت می نشست
فضای جامعه رادیکال نمی شد و اعتراضات به سمت خشونت کشیده نمیشد و زمینه عرض اندام گروهک های مسلح فراهم نشده و فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی به وقوع نمی پیوست .
وقت آن فرارسیده که حوزه علمیه و جامعه روحانیت به جایگاه اصلی و مرجعیت خود به عنوان نهاد کنشگر و مطالبه گر برگردد که این هم به نفع حاکمیت است هم به نفع مردم هم به نفع روحانیت .