
در کلاس مشغول تدریس بودم که پیام درگذشت استاد دکتر عبدالمجید ارفعی روی صفحه تلفن همراهم نقش بست. تا ساعت ها این بیت خاقانی در ذهنم مکرر می شد:
آمد به گوش من خبر جان سپردنش
جانم ز راه گوش برون شد بدان خبر
افتخار گوش سپردن به ایشان در حین خواندن متون اکدی و بابلی و خواندن کتاب های بسیار پربار و مهم ایشان در حوزه ی زبانهای باستانی میان رودان و ایران، از افتخارات تکرار نشدنی تمام عمر من خواهد بود.
گنجِ زری بود در این خاکدان
کو دو جهان را به جوی میشمرد
قالب خاکی سوی خاکی فکند
جانِ خرد سوی سماوات برد
او محضر استادان بزرگی مانند ریچارد هلک و جورج کمرون را در دانشگاه شیکاگو و ابراهیم پورداوود و پرویز ناتل خانلری و بدیع الزمان فروزانفر را در دانشگاه تهران درک کرده بود. ایلام شناس و متخصص زبان ایلامی و اکدی بود، رشته ای که کمترکسی در دنیا درسش را خوانده و به مقام استادی آن نائل آمده است. کسی که موزه بریتانیا تنها ویژهی او یک مولاژ کامل از استوانه کورش ساخت و برای تحقیق و مطالعه تقدیمش کرد، همو بود که در دادگاه بین المللی آمریکا به نمایندگی از ایران حاضر بود و از حق مالکیت ایران بر سر گل نبشته های تخت جمشید دفاع کرد. سه جلد کتاب « گل نبشته های باروی تخت جمشید»، نخستین ترجمه درست و استوار از استوانه گلی کورش بزرگ از زبان اصلی آن یعنی اکدی ( به گویش بابلی نو) به زبان فارسی با نام « فرمان کورش بزرگ»، پایان نامه ارزشمند و گرانبهای مقطع دکتری در دانشگاه شیکاگو با عنوان « زمینه های جغرافیایی گل نبشته های تخت جمشید» که در آن جای نام های موجود در گل نبشته ها را با اسامی امروزین آن ها تطبیق داده است، یادگارهای ارزشمند او برای نسلهای بعد از اوست که راه او را در خدمت به میهنمان ایران ادامه دهیم و به ایرانی بودنمان، چون او، ببالیم.
هین بگو که ناطقه جو میکَنَد
تا به قرنی بعدِ ما آبی رَسَد