
(درس: همدلی)
در یک صبح روشن، بلبلو پرندهی آبی دید که سنجاقک کوچکی گریه میکند.
او نزدیک شد و پرسید: «چرا اشک میریزی؟»
سنجاقک گفت: «بال کوچکم شکسته، نمیتونم پرواز کنم.»
بلبلو پرواز نکرد. کنار او نشست و با صدایی نرم گفت:
«وقتی یکی نمیتونه پرواز کنه، باید کنارش بمونی تا دوباره بتونه.»
هر روز برایش آواز خواند تا دلش شاد شود.
چند روز بعد، سنجاقک بال زد و خندید.
بلبلو گفت: «ترانهی مهربانی همیشه پرواز میکند.»
🎵 خلاصهی اخلاقی:
مهربونی یعنی پرواز کردن با دل بقیه، نه فقط با بال خودت!