ویرگول
ورودثبت نام
مبینا امان آبادی
مبینا امان آبادی
مبینا امان آبادی
مبینا امان آبادی
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

قصه شبانه درباره دوست داشتن خود | ماجرای پروانه و سایه‌ی مهربانش

پذیرش
پذیرش

قصه‌ی ۵: پاپیون و سایه‌ی گم‌شده

(درس: شجاعت)

یک غروب، پاپیون دید سایه‌اش ناپدید شده! ترسید و دوید زیر بوته‌ها.
پیکو گفت: «شاید سایه‌ات از تاریکی نمی‌ترسد، ولی تو چرا؟»

پاپیون دلش را جمع کرد و در دل شب راه افتاد. صدای جیرجیرک‌ها همراهش بود.
در کنار برکه، سایه‌اش را دید که روی آب می‌رقصید.

پاپیون خندید: «من هم دیگه از تاریکی نمی‌ترسم. سایه‌ام همیشه با منه، حتی وقتی نمی‌بینمش!» 🌑🐰

🌑 خلاصه‌ی اخلاقی:
ترس بد نیست، نرفتن بده! شجاعت یعنی یه قدم کوچیک رو به جلو.

تربیت فرزند
۰
۰
مبینا امان آبادی
مبینا امان آبادی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید