ویرگول
ورودثبت نام
مبینا امان آبادی
مبینا امان آبادی
مبینا امان آبادی
مبینا امان آبادی
خواندن ۱ دقیقه·۴ ماه پیش

قصه های خوب برای بچه های خوب

🌜 قصه‌ی اول: «پاپیون و دروغ کوچولوی بارانی»

(درس: **صداقت**)

یک صبح نمناک در جنگل رنگارنگ، پاپیون خرگوش سفید از خواب پرید. بیرون باران می‌بارید و او نمی‌خواست در چاله‌های گِلی بدود.

وقتی پیکو پرسید: «پاپیون، چرا امروز سر قرار نیومدی؟»

پاپیون با لبخندی گفت: «اه... من مریض بودم!»

اما همان لحظه، قطره‌های باران روی پنجره خندیدند و گفتند: «دروغ گفتی!»

پاپیون شرمنده شد. تمام روز، ابر کوچکی بالای سرش آویزان بود که آرام می‌گریست. حتی گل‌ها هم از او روی برگرداندند.

او به سوی پیکو دوید و گفت: «من راستش رو نگفتم... تنبلم اومده بود از خونه بیرون بیام!»

پیکو لبخند زد: «آفرین که گفتی، پاپیون! حالا اون ابر کوچولو هم حتماً می‌ره.»

همان لحظه، آفتاب از میان ابرها بیرون آمد و رنگین‌کمانی روی گوش‌های پاپیون افتاد.

پاپیون خندید و گفت: «قول می‌دم از امروز فقط راست بگم، حتی اگه سخت باشه!»

و ابر کوچولوی دروغ، آرام آرام در آسمان ناپدید شد. ☀️🌈

🌈 خلاصه‌ی اخلاقی:

بچه‌های باهوش! وقتی راست می‌گید، آفتاب توی دلتون می‌تابه و دنیا روشن‌تر می‌شه.

---

۰
۰
مبینا امان آبادی
مبینا امان آبادی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید