ویرگول
ورودثبت نام
سارا
سارا
سارا
سارا
خواندن ۱ دقیقه·۱ سال پیش

تروما... ملهم از حامد کاتوزی

تروماتایز شدن یعنی رد افتادن روی حافظه یعنی حافظه یه طرح مشخصی میگیره و در مواجهه با پسا وقایع تروما هم هی تروما رو بازآفرینی‌ می‌کنه. تروما، ما رو از کنش گر به واکنش دهنده تبدیل میکنه. تروما هیستوری رو منطبق با خودش، استوریزه میکنه. یعنی روی تعلیل خاطرات گذشته مونم اثر میذاره.
به خودش مرکزیت میده و آینده و گذشته رو منطبق با خودش پترنیزه میکنه.

تروما قدرت روایتگری رو از آدم سلب میکنه یعنی دیگه قدرت دانای کل بودن رو نداری چون حافظه ات اون نقاطی رو بولد میکنه و نسبت به وقایعی صرفا واکنش نشون میده که احساسات و هیجانات رو بیشتر درگیر کردن. در واقع غبار هیجانات و احساسات اکستریمت باعث میشن نتونی دانای کل و یه راوی باشی. چون بالانس و به عدل همه چی رو نمیتونی ببینی تا بخوای یه روایت درست داشته باشی.
تروما حافظه ات رو حساس میکنه به گیرندگی و حساس شدن و ثبت کردن وقایعی که منطبق ترن باهاش و فعالش میکنن.
تروماتایز شدن، واکنش گری، اعتیاد زاست. چون لحظه ای که توی تروما می افتی جوانح ات و نورون هات و خلاصه همه اعضای بدنت برای مقابله با این چیزی که حافظه ات رو از حالت نرمال و استیبل خارج کرده تلاش برگرداننده به حالت استیبل میکنن و هورمون هایی ترشح میشه که حالت بقای بیشترو القا میکنه. پس تو حتی توی حافظه ات هم برا خودت روایتایی رو علم میکنی تا خودتو بندازی توی کش و واکش تروما و اون لذته رو ببری.

ذوابعاد ترین و اشباع کننده ترین story، تاریخ رو میسازه.

۰
۰
سارا
سارا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید