حتی منی که به آرامش همیشگیم معروفم هم این روزها با تمام وجودم سرشار از خشمم. اصلا آیا میشه انسان بود و حسی نداشت؟ بیخود نیست که میگن "در جنگِ شرف، بیطرف، بیشرف است".
نمیتونم آدمهایی رو که هنوز متعصبانه و کورکورانه، یهسری عناوین ثابت رو تیتروار تکرار میکنن بپذیرم. نمیتونم بفهمم افرادی که حساب فرد ایکس و ایگرگ رو از هم جدا میکنن (درحالیکه جفتشون در مسند قدرت هستن)، چی تو ذهنشون میگذره.
چرا درحالیکه ادعای قدرت ما گوش فلک رو کر کرده، نگرانیم مبادا اینترنت وصل بشه و فلان رسانه اخبار جعلی منتشر کنه؟ چرا سالهاست که باید برای گرفتن حقوق بدیهی و طبیعی خودمون، سرمون منت گذاشته بشه؟ انگار که ما رعیتیم و ارباب، هرموقع دلش خواست میتونه ما رو اینجوری تهدید کنه و بترسونه.
آیا سادهترین نیازها باید نهایت آرزوی جوون ایرانی باشه؟ آیا این مقامِ انسانیتیه که تعریفشو میکردن؟ مگه ما چندبار زندگی میکنیم که باید اینجور بجنگیم برای کوچکترین چیزها؟ برای یه لقمه نون، برای نفس کشیدن، برای یه قطره آب، برای برق، برای اینترنت، برای ...
تو ذهنم هزاران سوال و حرفه که اینجا، جای مطرح کردنشون نیست، اما فقط دارم به این فکر میکنم اون چندنفری که برای ۸۰ و اندی میلیون ایرانی تصمیم میگیرن، این تصمیمها رو برای خودشون هم اجرا میکنن؟ البته که نه! و اینکه چه کسی قراره جوابگوی خسارتهای ناشی از قطع راههای ارتباطی باشه؟ اصلا براشون مهمه که هرکس به نحوی از قطعی اینترنت آسیب دیده؟ گویا مردم حتی لایق شنیدن یه عذرخواهی خشک و خالی هم نیستن!
اما هرچی که باشه و هرچی که بشه، ما جنگیدن و ادامه دادن رو یاد گرفتیم. ایستاده میمیریم اما پا پس نمیکشیم. قدرت "ما" و "باهم بودن" رو نباید دست کم بگیریم...
