ویرگول
ورودثبت نام
•نون‌شین•
•نون‌شین•اگر زنده ماندم و روزی باهم در یک خانه چای خوردیم، برایت تعریف می‌کنم که این روزها چقدر سخت و دیر و دور گذشت...
•نون‌شین•
•نون‌شین•
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

آه از غمی که تازه شود با غمی دگر

امروز و درحالی‌که آمار روزهای قطعی اینترنت از دستم در رفته بود، بعد از تلاش‌های متعدد تونستم برای چنددقیقه به دنیای بیرون وصل بشم. از ابعاد ماجرا بی‌خبر نبودم، اما عمقش رو هم تا این‌حد نمی‌دونستم. اول از همه اینستا تولدم رو که چندروز پیش بود، بهم تبریک گفت که واقعا در این شرایط، بی‌اهمیت‌ترین موضوع به‌نظر می‌اومد. و اما نگم از بعدش که وارد اکسپلور شدم. کاش هیچ‌وقت اون صحنه‌ها رو نمی‌دیدم. نمی‌دونم قلب ما از چی ساخته شده که این‌همه رنج رو تحمل می‌کنه و از غصه نمی‌ترکه. نمی‌دونم چطور قراره با این تروماهایی که تجربه کردیم ادامه بدیم و روح زخم‌خورده ما تا کجا می‌تونه تحمل کنه.

چنددقیقه بعد، همه‌چیز قطع شد و من موندم و یه عالم غم و حس گناه که هزاران هزار جوون کشورم دیگه بین ما نیستن، اما من هنوز هستم و فقط غصه‌شون رو می‌خورم، نه بیشتر. از عصر تا الان، فکر و خیال یه لحظه هم دست از سرم برنداشته. احساس می‌کنم دارم زیر این فشار له می‌شم و هیچ کار دیگه‌ای هم از دستم برنمی‌آد.

"گفت: نمردیم و چه چیزها دیدیم.

گفتم: ای کاش مرده بودیم و نمی‌دیدیم."

قطعی اینترنتایرانمردموطن
۱۶
۱۷
•نون‌شین•
•نون‌شین•
اگر زنده ماندم و روزی باهم در یک خانه چای خوردیم، برایت تعریف می‌کنم که این روزها چقدر سخت و دیر و دور گذشت...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید