اهم اهم...
خب سلام.میتونین من رو نادیا صدا کنین.من یه دختر چهارده سالم که زندگی معمولی ای داره اما بعضی وقتا اتفاقاتی تو زندگیش میوفته که هرکی بشنوه چون فکر میکنه من دارم دروغ میگم بهم میخنده.بگذریم...
چیزی که الان مهمه اینه که امروز ۳۱ امه خرداده و این یعنی از فردا تابستون پرشوره من قراره شروع بشه،تابستون ۹۳ روزه و من توی دفتر عزیزم ۹۳ تا ایده نوشتم از سخت بگیر تا آسون از ساده بگیر تااااا کاری که دوروز انجامش طول میکشه،همیشه از بچگی تابستون که میشد فقط میخوابیدم و تلوزیون میدیدم و شبا هم تا صبح مشغول یوتیوب دیدن بودم،اما امسال تصمیم گرفتم یسری کارهای مفید بکنم،برای کلاس زبان و والبال ثبت نام کردم و البته مورد علاقه ترین خودم یعنی توی سمینار های رمان نویسی نوجوان و جوان نشر هوپا یعنی نشر مورد علاقم شرکت کردم و مطمئنم قراره ازش راضی باشم
و در آخر اینکه اشتراک یک برنامه درسی رو خریدم تا تابستون امسال برای سال بعد یکم آماده باشم چون قصد دارم برای نهم به دهم آزمون سمپاد بدم و تو طول سال همیشه به عنوان یک دلقک خسته به مدرسه میرم و حوصله گوش دادن به معلمای بد اخلاق و از خود راضی ای که با این باور که معلمی شغل انبیاست خودشونو دشت بالا میگیرن رو ندارم و زیاد درس نمیخونم و دوساله که تابستون برا سال بعد درس میخونم و واقعا راضیم،البته دلم میخواد تایم خوابمم درست کنم ولی اکه تایم خوابم و درست کنم فرصت نمیکنم با دوستای مجازیم صحبت کنم چون وقتی من میخوابم اونا بیدار میشن و نمیتونم باهاشون خیلی صحبت کنم،و دلیلی که میخوام نگهشون دارم اینه که واقعا خیلی از آدمای نزدیکم واقعی ترن و طرز فکرامون خیلی شبیه به همه.
در آخر امیدوارم تابستونتون اونجوری که دل تون میخواد بگذره و روزای خوبتون بیشتر از روزای بدتون باشه،بدروووووود
ت