ویرگول
ورودثبت نام
Hasti
Hastiدر حال زیستن
Hasti
Hasti
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

مگه میشه؟

من وقتی یاد میاد چیکار ها که این چند وقت نکردم:
من وقتی یاد میاد چیکار ها که این چند وقت نکردم:

یادم نمیاد آخرین بار کی اومدم اینجا الان که نوشته های قبلیمو میخونم اینجوری ام که دختر اونا تازه شروع قضیه بود کی باورش میشه از تابستون تا حالا این همه اتفاق رو

جالبیش اینه که این اتفاقات نه تنها بیرونی بودن یعنی جامعه رو درگیر کردن بلکه درونی هم بودن هعی خداوندا دخترک احمق

خب یک اپدیت از زندگی شخصیم این چند وقت بدم

بنده در بهمن 1404 یک دور عاشق و فارغ شدم به یک نفر ابراز علاقه کردم طوری که تا 4 روز بعدش از خجالت نمیتونستم به خودم تو اینه نگاه کنم

عالیه(:

بعدشم در کمال ناباوری خودم قطع ارتباط کردم

اما فقط دوست بیچاره ام میتونه بیاد و بگه چقدر سرشو با *وای من اشتباه کردم*خوردم

همه اینا در طی دو هفته اتفاق افتاد

اینا رو به هستی تابستون بگی سکته میکنه بچه

البته که بعد وصل شدن اینترنت بازم مکالمه هایی صورت گرفت و من حس هام برگشت

اما دیشب در یک شکست عشقی تلخ پذیرفتم طرف اصلا اون چیزی نیس که من فکر میکنم

این موضوع اینقدر دیتیل داره ک باید کامل بشینم تعریفش کنم

در هر صورت به عنوان یک نوجوون مرحله تجربه احساسات نابالغانه و احمقانه انلاک شد

ولی جدی خیلی حال داد

غیر از این موضوعات حاشیه ای واقعا تو درسم پیشرفت کردم و عادتهامو بهتر کردم

افرین به من حالا درسته یک جاهایی گند زدم ولی هورااا

همین دیگه

ممنون که تحمل کردید

در اینده راجب همه چیز خیلی بیشتر و کامل تر توضیح میدم

فعلا برویم به زندگی عجیبمان برسیم

نوجوانی
۱
۰
Hasti
Hasti
در حال زیستن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید