
در تلاطم دنیای مدرن، جایی که بشر بیش از هر زمان دیگری میان تکنولوژی و تنهایی دستوپای میزند، نام «مهدی» (عج) فراتر از یک واژه مذهبی، به مثابه یک «ایده آل انسانی» و «امید به آینده» تجلی مییابد. مفهوم «مهدی موعود»، تنها باوری برای پایان تاریخ نیست، بلکه چراغ راهی برای زیستن در اکنون است.
در اندیشه اسلامی، مهدی (عج) تبلور آرزوی دیرینه بشر برای عدالت است. تاریخ بشر، تاریخِ فراز و نشیبهای ظالمانه بوده است. ظهور مهدی نه یک حادثه تصادفی، که فرجام منطقیِ مبارزه حق علیه باطل است. او میآید تا نه تنها ساختارهای سیاسی، که ساختارهای ذهنی و اخلاقی جوامع را نیز دگرگون کند. چنانکه در روایات آمده: «یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» (زمین را پر از عدل و داد میکند، آنگونه که از ظلم و جور پر شده باشد).
بسیاری میپرسند: «چرا غیبت؟». در پاسخ میتوان گفت که غیبت، مرحلهای از بلوغ فکری جامعه انسانی است. غیبتِ امام، به معنای عدم دسترسی به حقیقت نیست، بلکه تمرینی است برای «خودسازی» و «آزاداندیشی». انتظار در این نگاه، نه به معنای نشستن و تماشا کردن، که به معنای «آمادهسازی برای تغییر» است. منتظر واقعی، کسی است که در غیابِ عدالتگستر، خودِ او در مقیاس کوچک زندگیاش، اقامهکننده عدل باشد.
مهدی (عج) برای شیعیان و پیروانش، تنها یک شخص تاریخی نیست؛ او «امامِ زمان» است. این تعبیر بسیار کلیدی است؛ یعنی او در هر لحظه ناظر بر احوال جهان است. این نگاه باعث میشود که یک منتظر واقعی، دچار «یاس فلسفی» نشود. کسی که به وجودِ حقیقت زنده در جهان باور دارد، در برابر دشواریهای اخلاقی و اجتماعی، به راحتی تسلیم نمیشود. او میداند که تلاش برای اصلاح جامعه، قدم برداشتن در مسیرِ ظهور است.
انتظار، زیباترین و پویاترین مفهوم در منظومه اعتقادی است. انتظار، موتور محرکه حرکت است. اگر بدانیم که مقصد، عدالتِ محض است، در مسیر رسیدن به آن، با هر مانعی که روبرو شویم، خسته نمیشویم. انتظار یعنی «امیدِ فعال». یعنی نه تنها نگرانِ آینده نبودن، بلکه در حالِ ساختنِ آن بودن.
مهدی موعود (عج) یادآور این حقیقت است که جهان با آشوب پایان نمییابد، بلکه «آگاهی» و «عدالت» حرف آخر را خواهند زد. در روزگارِ سردیِ روابط انسانی و فقدانِ معنا، یادِ مهدی (عج) چونان نسیمی در بهار، جانهای خسته را تازه میکند. او آن حلقه مفقودهای است که تاریخ بشر را به ساحل آرامش پیوند میزند.
به امیدِ طلوعِ خورشیدی که پس از هزار و اندی سال، سایه عدالت را بر سر تمامِ هستی خواهد گسترد.