بخت بد.

روانی شدیم.
روانی شدیم.


امشب تمام غصه های زندگی برایم نواختند.



شمشاد های سبز در میان راه دلبری میکنند.

یک دلبریِ بیهوده.

باز هم ضربان قلبم پرواز میکند.

به هزار بار در ثانیه پرواز میکند.

به چشم هایم پرواز میکند تا با اشک هایم سقوط کند.

دست یک نفر مرا لمس میکند.

عقب میکشم.

نمیشناسم.

غریبه است. با من غریبه است. با دلم غریبه است.



اعتماد مترادف پوچ است.

خالی.

تهی.

آه بغض نکن!.

ابر بهاری نباش!

شعرِ گریه نخوان.

بیا در آغوشِ مهتاب برقص.

در آغوش مهتابِ سال های کودکی.

بله کودکی....

همسایه...

کوچه..

ذوق.



اما خورشید این روز ها پشت ابرِ سیاه جان میدهد.

زیباست.

زیبا جان میدهد.










نفیسه خطیب پور .