بروید شکر گذاریِتان را بکنید.

من بعد از من.
من بعد از من.


"ما را جر دادین اما تنها یک کلام برایتان گفتیم: آخ!"

حتی اگر سال ها از نفهمی هایمان گذشت کرده باشند و چیزی بروز ندهند و خودمان هم ماهی گونه همه چیز را به فراموشی داده باشیم؛ باز هم در انتهای آغوشِ تخت هایشان؛ اشک ها بر ملافه های افسردگی، ریخته خواهد شد؛ و این مصیبت از مایی می آید؛ که خود خواهانه خنجر به قلبی فرو کردیم.

نمیتوانیم برای شکستگی هایی که پراکنده کردیم؛ متاسف باشیم؛ ..حق نداریم بخواهیم ما را ببخشند؛

برای بخشیده شدن خیلی دیر است؛

خیلی دیر.

.

این بی ثباتیِ پایدار که از اعصابِ کنترل نشده مان می آید، در یک لحظه میتواند خنده های چند سال را از لب هایشان که در کنارمان غنچه داده است؛ ناپدید کند؛

و این همان چیزیست که به خاطرش نمیتوانیم متاسف باشیم.

ما بی ثباتیم. همه ی ما.

( تنها در مقدارش تفاوت دارد).


دیگر آپشنِ آخ گفتنی ندارم که در مقابلتان از آن استفاده کنم.

شما که چهار چوب های خودساخته ی تان را به حلقم فرو کرده بودید؛

باز هم انتظار دارید برایتان لبخند های مهربانانه بسازم؟

..

این ته مانده ی پوسیده از بودن کنارِ شما؛

همراهِ تمامِ واژه های به خاک رفته؛

از حقیقتِ پَنچَر گیری های ناقصی که برایم انجام داده اید؛

خسته است.

آه چه قدر عذر خواهی های قدیمیِ تان را بیشتر دوست داشتم؛


نو بود.


تازگی داشت.










نفیسه خطیب پور_ فضای لاستیک سوخته ی اینستاگرام roots.ofme@