به درک هم بروی، ایرادی ندارد.

درد
درد


آمدم بگویم که، هیچ ایراد ندارد جانم!

تو برای تمام شیشه های صاف، الماس باش و خراش های شکست نا پذیر بده.

در دشت لاله ها از طوفان بهانه بگیر و سرخ های کوچک را به باد بده.

اصلا هر چه در توان داری بگذار تا نا کوک ترین سازِ جهان شوی!

هیچ ایرادی ندارد. هیچ گله ای ندارم.

واژه ها در قلبم، عذر خواهی نمی خواهند.

برای هر ضربه ی شمشیرِ تو، کمانه ای از تقدیر گذاشته ام تا هر بار بشنوم: هیچ ایرادی ندارد، این یک اتفاق است، این انسان، یک اتفاق است، که افتاد، یک برگ بود که پاییز شد و سبزینه اش را به خشکی داد.

نه دلبندم.

این طور نیست که از چشم افتاده باشی، شاید فقط تفاوتی برای تو قائل نیستم.

در حقیقت از رنگین کمان خواستم که خاطره هایت را به نقطه ی شروع برده و در همان جا چال کند.

پس همچنان، قوی، هیچ ایرادی ندارد.

تو بی مهر ترین محبتِ دنیا باش.

هیچ ایرادی ندارد...

نمی دانم شاید این به آن معناست که هیچ فایده ای ندارد!.. توجهی را جلب نمی کند، اشکی را به سقوط نمی برد و یا لبخندی ندارد.

تو یک سطل زباله باش!

تَر، خشک، لبریز، تُهی، فرقی ندارد.

ایرادی ندارد. اهمیتی ندارد.

تو شعار باش، سرود ملی باش، جام قهرمانی باش.

تعجبی ندارد، تشویقی ندارد، تمجیدی ندارد.

شاید این نقطه از زندگی را مدیون تو باشم.

این کنار گذاشتن، سخت ترین کارِ دنیا..

بهتر بگویم، دشوار ترین تصمیم، برای رهایی.

برو به هر چه هستی.

همان باش، خودت باش، شجاع باش.

کثیف بودن یا متانتِ تو، دیگر اهمیتی ندارد.

خودِ خودَت باش، این هیچ ایرادی ندارد!

نفیسه خطیب پور

@roots.ofme