ویرگول
ورودثبت نام
فاطمه‌م
فاطمه‌ماز تجربیاتم در مسیر رشد، یادگیری و کار برای ساخت " من قوی‌تر" می‌نویسم
فاطمه‌م
فاطمه‌م
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

ناتینگ

چند روز پیش یکی از دوستام بهم گفت وارد رابطه شده، بی نهایت بی نهایت براش خوشحال شدم. بعد از سختی ای که کشیده بود، لیاقت رابطه سالم و عشق رو داره و ذره ذره وجودم براش ذوق کرد❤️ وسط اون ذوقم و حس خوبم یه لحظه وجود خودم خالی شد، به فکر رفتم و به خودم فکر کردم؛ به خودم گفتم فاطمه، تو هیچ وقت قرار نیست چنین چیزی رو تجربه کنی، جدای از اینکه شرایط اجتماعی اون رو نداری که بخوای آدمی ببینی، شرایطی خارج از کنترلت داری، زخم هایی که خوردی خارج از بودن و نوشتن رابطه با کسی هست...
تو ناخواسته وارد جایی شدی که باید مسئولیت بی مسئولیتی بقیه رو به عهده بگیری تا از آسیب کسایی که دوستشون داری جلوگیری کنی. قلبم درد گرفت راستش... من نه بلدم وارد رابطه بشم، نه حوصله دارم نه کسی هست اما انگار گاهی نیازم به دوست داشته شدن میگه میشه کسی باشه که بدون توقع دوستت داشته باشه؟ چیزی که تا الان تجربه نکردی و نداشتی، ناخواسته به دنیا اومدی، تو خانواده پر از هرج و مرج پاس کاری شدی و بزرگ شدی و هر وقت خلاف میل والدین رفتار میکردی تنبیه و دوست داشته نمیشدی، ممکنه روزی دوست داشته بشی؟

و بعد به خودم میگم نه عزیزم، زخم هایی که تو دیدی، درمان طولانی مدت میخواد، مسئولیتی که به دوشته، تمرکز زیاد میخواد و با 6 سال تراپی رفتن نمیتونی به درمان اون زخم ها برسی، احتمالا وقتی 50 ساله بشی نوبت رسیدگی به اونا بشه...

۳
۱
فاطمه‌م
فاطمه‌م
از تجربیاتم در مسیر رشد، یادگیری و کار برای ساخت " من قوی‌تر" می‌نویسم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید