دوست داشتم به عنوان اولین نوشته از من در ویرگول این باقی بمونه که دارم روزمره و دغدغه هایی که باهاش روز و شب دست و پنجه نرم میکنم رو بنویسم .
شاید ویرگول من رو از دفترم جداکنه دفتری که هرموقع ذهنم شلوغ میشد بهش پناه میبردم و تمام وجودم رو درونش خالی میکردم .
من انسان حواس پرتی هستم ، ذهنم دايما در حال پرش است و نمیتوانم روی موضوعی عمیق شوم دلم میخواهد وقتی با یک نفر صحبت میکنم او همراهی ام کند و با من از این شاخه به آن شاخه بپرد .
امیدوارم این موضوع شمارا آزار ندهد.