ویرگول
ورودثبت نام
زَخف
زَخفدوست دارد یار این آشفتگی/کوشش بیهوده به از خفتگی...
زَخف
زَخف
خواندن ۱ دقیقه·۵ سال پیش

سخنی کوتاه با آیندگان...

خسته شده ام

جمله مشخصی ندارم بنویسم و بگویم از فلان چیزخسته شده ام

همین کلمه خسته شده ام کفایت نمیکند؟

در این روزها کسی را میشناسید که خسته نشده باشد؟

اگر جوابتان مثبت است غبطه به حالش میخورم

خواندن خبرهای بد...

مرگ...

مرگ ها

خسته ام کرداند

از نبودن ها خسته شده ام

انسان ها هستند،اما نیستند

زندگی هست،اما آیا واقعا زندگی میکنیم؟

مشکل من از گرانی،تورم،برجام گذشته

زندگی کردن خسته ام کرده

جمله صحیح(زندگی نکردن خسته ام کرده)

هر خبر مرگی که میشنوم یک جان از جانم میرود برای کسانی که نه دیده ام نه میشناسم

مردمم از بین میروند

حیوانات از بین میروند

جنگل ها...

دریاها خشک میشوند

مردمم آب ندارند...

در قرن 21 مشکل برق داریم...

سوالم این است

آیا قرار است چیزی باقی بماند یا خیر؟

اگر نه...

پس ما جواب آیندگان را چه قرار است بدهیم

آیندگان ما بیشترشان قرار است نه مادر بزرگ داشته باشند نه پدر بزرگ...

نه دایی نه...

یک چیز باقی میماند آن هم سنگ قبرشان است.

کرونا که در اختیار ما نبود...اما طبیعت دست ما بود آیندگان

طبیعت دست ما و خیلی چیزها در دست دولت...

هیچکدام نتوانستیم محافظت کنیم از میراثمان...

از میراثتان.

از الان بگویم یا زود است؟

برای گفتن این حرف هیچوقت دیر نیست:

شرمنده ایم آیندگان

نه نتوانستیم خودمان از میراث هایمان بهره ببریم نه گذاشتیم فرصتی برای بهره شما بماند:)

تصویری که در پایان نوشته روبه رو شدم...
تصویری که در پایان نوشته روبه رو شدم...


۱
۰
زَخف
زَخف
دوست دارد یار این آشفتگی/کوشش بیهوده به از خفتگی...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید