«گاهی اوقات، خواندن چند جمله کلیدی از کتابها میتواند دریچهای تازه به نگاهمان بگشاید. این ۱۱ جمله، گزیدههایی هستند از کتابهای «بیشعوری» و «جادوی مدیریت» که احساس کردم همیشه باید جایی جلوی چشمم باشند تا چراغ راه مسیرم شوند.»
۱. کلامتان را جایی به کار ببرید که سودی در آن باشد؛ پارچه سفید راحتتر رنگ میشود.
۲. تنها راه برای پنهان کردن بیفایده بودن یک چیز، رشد بیشتر آن است.
۳. شما جز خودتان کسی را نمیتوانید تغییر بدهید.
۴. هرچه را که مغز مجسم کند، قابل حصول میشود؛ چه بهتر که خوشبختی را مجسم کنید.
۵. هنگام تصمیمگیری، «آنچه میتوانیم رها کنیم» مهمتر از آنی است که میتوانیم به دست آوریم.
۶. هدف اصلی زندگی شاد بودن نیست.
۷. همانطور که آب اقیانوس با ۳ درصد نمک بد نیست؛ اگر برخی چیزها در جهان خوب کار نمیکند، شاید به این دلیل است که هر یک از ما به اندازه ۳ درصد تلاش نکردهایم.
۸. نمیدانم علاقهمند به انجام چه کاری هستم؟ میخواهم از آنها بپرسم تا به حال کاری کردهاید که فقط خواستهی خودتان باشد؟
۹. همیشه از خوب شروع کنید و بعد سعی کنید خوب را بهتر و باز هم بهتر تبدیل کنید. بگذارید که این جریانی ادامه دار باشد. اگر با خوب شروع نکنید و به سراغ بهتر نروید و منتظر بهترین در همان انتخاب نخست باشید، هیچ کاری را صورت نخواهید داد و اگر فکر کنید که بهترین هستید، بدانید که درجا خواهید زد. دیری نخواهد گذشت که ببینید دیگران از شما پیشی گرفتهاند. بنابراین در مورد بهترین کمی فکر کنید.
۱۰. تبسم شما از آن رو نیست که خوشحالید؛ شما خوشحالید چون تبسم میکنید.
۱۱. در هر لحظه، تنها به انجام یک چیز بپردازید، اما همین یک کار را به درستی انجام دهید.
«امیدوارم این جملات برای شما هم مثل من، الهامبخش باشند.»