به قلم: مهندس هادی زرقانی
مدیرعامل گروه ساختمانی زرقانی
چکیده
هویت معماری هر سرزمین، ریشه در بوم، اقلیم، و فرهنگ مردمان آن دارد. امروزه با رشد سریع ساختوساز شهری و گرایش روزافزون به نماهای تکراری و غیرمحلی، سیمای شهرها از اصالت و پیوستگی فرهنگی تهی شده است. این مقاله با رویکردی تحلیلی، به بررسی نقش مصالح بومی در طراحی نماهای محلهمحور پرداخته و ضمن مقایسه با کشورهایی چون ژاپن، ایتالیا و مراکش، الگوی عملی برای بازآفرینی هویت در معماری معاصر ایران ارائه میدهد. مقاله نشان میدهد که بازگشت هوشمندانه به مصالح بومی نه تنها به ارتقای زیبایی و ماندگاری بنا کمک میکند، بلکه از منظر مهندسی ارزش، موجب پایداری اقتصادی و زیستمحیطی نیز میشود.
۱. مقدمه
در هر شهر، نما همچون چهرهی اجتماعی آن است؛ زبانی که پیش از هر سخنی، با رهگذران ارتباط برقرار میکند. در ایران امروز، نماها به میدان رقابت بصری تبدیل شدهاند و استفادهی بیرویه از سنگهای خارجی، کامپوزیت و طرحهای تقلیدی، باعث شده تا روح معماری ایرانی در میان درخشش بیریشهی نماهای مدرن محو شود.
اما در پس این ظاهر پر زرقوبرق، مسئلهای عمیقتر نهفته است: گسست میان معماری و فرهنگ محلی.
بازگرداندن هویت به شهرها، مستلزم بازشناسی مصالح و الگوهایی است که از دل همان سرزمین برخاستهاند.
در این مقاله تلاش میشود با تکیه بر دانش بومی، مفاهیم معماری پایدار و تجربیات کشورهای موفق، راهی برای طراحی نماهای محلهمحور ارائه شود که همزمان با پیشرفت فناوری، ریشه در فرهنگ و اقلیم ایران داشته باشند.
۲. مبانی نظری: هویت و بوم در معماری
معماری بومی، پاسخی است طبیعی به نیازهای انسان در چهارچوب اقلیم، مصالح و فرهنگ.
در گذشته، هر محله با توجه به شرایط آبوهوایی و امکانات محلی خود، مصالح خاصی را برمیگزید.
در یزد، دیوارهای ضخیم خشتی؛ در شمال، چوب و سفال؛ و در اصفهان، آجر و گچ، هویت محله را شکل میدادند.
اما با مدرن شدن جامعه، این پیوند تدریجاً گسسته شد. مصالح صنعتی، الگوبرداری از معماری غربی و نبود دستورالعملهای محلهمحور، سبب شد شهرها به تودههایی بیهویت تبدیل شوند.
در معماری معاصر جهان، بازگشت به بوم یکی از اصول اساسی پایداری شهری تلقی میشود. کشورهایی با پیشینهی معماری قوی، این بازگشت را بهصورت علمی و نظاممند دنبال کردهاند؛ همانگونه که در ادامه خواهیم دید.
۳. ایران؛ سرزمین مصالح هوشمند
ایران در طول تاریخ، از تنوع بینظیری در مصالح بهرهمند بوده است.
مصالحی چون خشت، آجر، گچ، سنگ تراورتن و چوب، همگی پاسخی اقلیمی به شرایط سخت زیستی بودهاند.
در مناطق گرم و خشک، آجر با ظرفیت حرارتی بالا موجب خنکی داخل ساختمان میشد، و در شمال، چوب و سفال امکان تهویه و مقابله با رطوبت را فراهم میکرد.
این مصالح، صرفاً ابزار ساخت نبودند، بلکه بیان فرهنگی و زیباییشناسی محلی نیز به شمار میرفتند.
آجرکاری یزدی، گچبری اصفهانی، و سنگتراشی همدانی، روایتهایی از مهارت و ذوق مردمان هر ناحیه بودند.
اما از دههی ۱۳۷۰ به بعد، با صنعتی شدن سریع شهرها، جریان استفاده از مصالح وارداتی آغاز شد. در حالی که این مصالح ظاهری مدرن داشتند، از نظر عملکرد اقلیمی و اقتصادی، اغلب نامناسب بودند و باعث افزایش مصرف انرژی و هزینه نگهداری شدند.
۴. مفهوم محلهمحوری در طراحی نما
محلهمحوری یعنی طراحی بر اساس هویت بصری، فرهنگی و اجتماعی هر محدودهی شهری.
در شهرهایی چون تهران، شیراز یا تبریز، هر محله دارای ساختار و بافت تاریخی خاصی است.
در طراحی محلهمحور، هدف آن است که هر ساختمان نه یک موجود مستقل، بلکه بخشی از کلیت شهری باشد.
نماهای محلهمحور باید به این اصول وفادار باشند:
هماهنگی رنگ، بافت و مقیاس با بافت اطراف
استفاده از مصالحی که در گذشتهی همان محله رایج بوده
بازآفرینی نقشها و قاببندیهای سنتی با زبان معاصر
چنین نگرشی موجب میشود تا بافتهای جدید با گذشتهی محله پیوند یابند و حس تعلق ساکنان تقویت شود.
۵. مطالعه تطبیقی: ژاپن، ایتالیا و مراکش
ژاپن؛ معماری هماهنگ با طبیعت
ژاپن یکی از پیشروترین کشورها در حفظ معماری بومی در کنار فناوری نوین است.
خانههای سنتی ژاپنی (ماچیا) با چوب، کاغذ و خاک ساخته میشدند، و حتی در معماری مدرن، چوب به عنوان عنصر هویتبخش حفظ شده است.
در شهر کیوتو، قوانین سختگیرانهای برای هماهنگی رنگ و متریال نما وجود دارد؛ هیچ ساختمانی اجازه ندارد رنگ یا بافتی مغایر با بافت تاریخی داشته باشد.
درس ژاپن برای ما آن است که میتوان هم مدرن بود و هم اصیل ماند، به شرطی که اصالت را به عنوان منبع نوآوری ببینیم.
ایتالیا؛ هارمونی میان تاریخ و معاصر
در رم، فلورانس و ونیز، معماری معاصر هرگز جدا از گذشته طراحی نمیشود.
سنگ تراورتن که از دوران روم باستان در نماها استفاده میشده، هنوز یکی از مصالح اصلی نما در ساختمانهای جدید است.
ایتالیا توانسته است میان صنعت سنگ و هویت تاریخی رابطهای زنده برقرار کند؛ کارگاهی مدرن برای استخراج و فرآوری تراورتن وجود دارد، اما فرم و رنگ آن همچنان همان است که با تاریخ شهر هماهنگ میماند.
ایران، با داشتن منابع مشابه تراورتن، میتواند از این تجربه در راستای مهندسی ارزش و صادرات معماری بومی بهره گیرد.
مراکش؛ زیبایی بومی در جهان معاصر
مراکش نمونهای از موفقیت کشورهای مسلمان در حفظ هویت بومی است.
در شهرهایی مانند فاس و مراکش، آجر لعابدار و گچ تزیینی (زلیج) هنوز در نماهای معاصر استفاده میشود.
معماران مراکشی توانستهاند با بازآفرینی نقشهای هندسی اسلامی، چهرهای جهانی اما بومی خلق کنند.
این کشور با تکیه بر گردشگری فرهنگی، از معماری خود به عنوان برند ملی بهره میبرد؛ رویکردی که در ایران نیز میتواند منبع ارزش اقتصادی باشد.
۶. تحلیل تطبیقی میان ایران و کشورهای مورد مطالعه
در ایران، اگرچه ذخایر مصالح بومی فراوان است، اما نبود نظام اجرایی برای تعریف �کد مصالح محلهای� سبب آشفتگی بصری در شهرها شده است.
در حالی که ژاپن و ایتالیا با وضع قوانین دقیق درباره رنگ و متریال، به هماهنگی شهری دست یافتهاند.
در ایران، شهرداریها معمولاً در مرحله صدور پایانکار به نما توجه میکنند، نه در مرحله طراحی.
اما در کشورهای یادشده، نما بخشی از هویت شهری است که از ابتدا در طراحی لحاظ میشود.
از منظر فرهنگی نیز، در ایران تمایل به �تجمل بصری� موجب شده نماها بیش از آنکه هویتمند باشند، �نمایشی� شوند.
در مقابل، ژاپنیها سادگی را ارزش میدانند، و ایتالیاییها اصالت را در تناسب رنگ و جزئیات حفظ میکنند.
۷. نقش مهندسی ارزش در استفاده از مصالح بومی
مهندسی ارزش در پروژههای معماری، روشی برای بهینهسازی عملکرد، هزینه و دوام است.
در طراحی نما، این مفهوم میتواند تعیینکننده باشد.
استفاده از مصالح بومی موجب کاهش هزینه حملونقل، نگهداری و انرژی میشود.
در پروژههای شهری ایران، اگر سازندگان به جای سنگهای وارداتی از تراورتن محلی، آجر قزاقی یا سنگ لاشه بومی استفاده کنند، هزینه تمامشده نما تا ۳۰ درصد کاهش مییابد.
افزون بر آن، اشتغال محلی و تولید بومی مصالح تقویت میشود و زنجیره ارزش درون همان محله یا استان شکل میگیرد.
این یعنی �اقتصاد بومی در خدمت هویت شهری�.
۸. ضرورت بازآفرینی مدرن در مصالح سنتی
بازگشت به مصالح بومی نباید به معنای تکرار صرف گذشته باشد.
آنچه مورد نیاز معماری امروز است، بازآفرینی معاصر است:
یعنی استفاده از تکنیکهای مدرن (عایقهای حرارتی، ماژولهای پیشساخته، نورپردازی هوشمند) در کنار مصالح سنتی.
به عنوان نمونه، آجر سنتی میتواند در قالب نماهای تهویهپذیر به کار رود، یا چوب محلی با پوشش نانو مقاومسازی شود.
این ترکیب، دوام و زیبایی را همزمان تأمین میکند.
۹. پیشنهادات سیاستی برای مدیریت شهری ایران
۱. تدوین �کتابچه مصالح بومی هر محله� توسط شهرداریها
۲. الزام به ارائه طرح نما در مرحله صدور پروانه
۳. ایجاد بانک دادهی رنگ و بافت نما در هر منطقه
۴. حمایت مالی از تولیدکنندگان مصالح بومی
۵. آموزش معماران و مجریان در زمینه مصالح اقلیمی
۶. تشویق پروژههای نمونه به عنوان الگوهای محلهمحور
این اقدامات میتواند ظرف چند سال، از آشفتگی نماها بکاهد و سیمای شهری را منسجم سازد.
۱۰. نتیجهگیری
معماری ایران، ریشه در خاک و فرهنگ دارد. مصالح بومی تنها ابزار ساخت نیستند، بلکه زبان ارتباطی میان انسان و سرزمیناند.
بازگشت هوشمندانه به این مصالح، بازگشت به گذشته نیست، بلکه گامی آگاهانه به سوی آیندهای پایدار و هویتمند است.
مطالعه تطبیقی با ژاپن، ایتالیا و مراکش نشان میدهد که کشورهایی با پیشینهی تاریخی مشابه ایران توانستهاند با برنامهریزی شهری دقیق، میان اصالت و مدرنیته تعادل برقرار کنند.
اکنون زمان آن رسیده است که ایران نیز، به جای تقلید از نماهای بیهویت، بر برند معماری بومی خود تکیه کند.
نماهای محلهمحور با مصالح بومی میتوانند سیمای شهر را از سطح ظاهر به عمق معنا ارتقا دهند؛
به شرط آنکه نگاه سازندگان، مهندسان و مدیران شهری از �ساخت� به �خلق� تغییر یابد.
چکیده انگلیسی (Abstract)
Title: Neighborhood-Based Facade Design Using Local Materials: Toward a Sustainable Urban Identity
Author: Eng. Hadi Zarghani – CEO, Zarghani Construction Group
Urban facades represent the cultural identity of a city. In Iran, rapid urbanization has led to a loss of local character due to imported materials and generic designs. This paper analyzes the role of native materials in facade design and compares Iran’s approach with Japan, Italy, and Morocco—countries known for preserving architectural heritage. Using principles of value engineering and sustainable design, it argues that intelligent use of local materials can bridge tradition and modernity, reduce costs, and reinforce cultural identity. The study concludes that neighborhood-based facades with local materials can serve as a foundation for a new architectural paradigm in contemporary Iran.