اساسنامه، مهمترین سند هویتی و عملیاتی هر شرکت است و برخلاف تصور رایج، فقط یک متن حقوقی تشریفاتی نیست. شرکتهای صوری معمولاً پیش از آنکه در عمل خود را نشان دهند، در اساسنامه علائم هشداردهندهای دارند که با دقت تحلیلی قابل شناسایی است.
اولین نشانه، موضوع فعالیت بسیار کلی، مبهم و نامحدود است. وقتی در اساسنامه عباراتی مانند «انجام کلیه فعالیتهای مجاز بازرگانی، خدماتی، تولیدی، صادرات و واردات بدون محدودیت» دیده میشود، بدون ذکر صنعت، محصول یا تخصص مشخص، احتمال صوری بودن شرکت افزایش مییابد. شرکت واقعی معمولاً موضوع فعالیت دقیق و قابل ردیابی دارد.
دومین علامت، عدم تناسب موضوع فعالیت با سرمایه ثبتی است. اگر شرکتی مدعی فعالیتهای بزرگ، سرمایهبر یا بینالمللی است اما سرمایه ثبتشده آن حداقلی و غیرمنطقی است، این تضاد نشان میدهد که شرکت برای اجرا طراحی نشده، بلکه برای پوشش حقوقی ایجاد شده است.
نشانه مهم دیگر، تمرکز بیش از حد اختیارات در هیئتمدیره یا افراد خارج از مدیرعامل است. در بسیاری از شرکتهای صوری، مدیرعامل اختیار واقعی ندارد و اساسنامه بهگونهای تنظیم شده که تصمیمهای کلیدی عملاً در دست اشخاص پنهان باقی بماند.
همچنین باید به نبود سازوکار شفاف مالی، گزارشدهی و نظارت داخلی توجه کرد. اساسنامهای که هیچ اشاره روشنی به حسابرسی، کنترل مالی یا مسئولیتپذیری مدیران ندارد، بیشتر به یک پوشش حقوقی شباهت دارد تا سند اداره یک بنگاه واقعی.
در نهایت، اساسنامه شرکت سالم معمولاً منطق اقتصادی، انسجام مدیریتی و هدف عملیاتی مشخص دارد. هرچه متن اساسنامه کلیتر، نامتناسبتر و غیرشفافتر باشد، احتمال صوری بودن شرکت افزایش مییابد و همکاری با آن نیازمند احتیاط جدی است.