آسمان در صور اسرافیل می دم
عمودی تیر چراغ بر افقی زمین ایستاده است
و نور
پوست نازک شب را می درد
ابرها ارامی آرام آب می شوند
و پرندای آرام مسافر افق است
زمین نالان
آسمان بی تشویق
دست هایم می لرزد
و چشم هایم گوشه ی آسمان
روی ستاره ای رمیده است
ابر های دلم آرام آرام آب می شوند
لبم می خندد من نه