ویرگول
ورودثبت نام
Perfection
Perfection
Perfection
Perfection
خواندن ۲ دقیقه·۶ روز پیش

ذهنی که مرا رها نمی‌کند | قسمت دوم

اوه رفیق! میدونم که این بار واقعا امیدوار شدی که با یک مطلب درست حسابی روبرو شدی ولی این تضمین منو بپذیر..... این مطلب چیزی جز یکسری چرندیات بی سر و ته نیست!

بعد از کشف جاذبه به شدت احساس مسئولیت سنگینی می‌کردم چرا؟ چون قدرت زیاد مسئولیت زیاد هم داره و نباید مردم رو در گمراهی رها میکردم این مسبب این قانون من بودم نه اون درخت سیب بی‌خاصیت پس باید یه کاری می‌کردم اما چه کاری؟

تازه فیلم تلقین رو دیده بودم پس رفتم تو خواب نیوتن تا بهش بفهمونم دنیا دست کیه و سنگین ترین مفاهیم کوانتومی رو بهش توضیح دادم اما بنده خدا تحمل این حجم از تکنولوژی رو نداشت و مرد احتمالا باید مورد احترام آیندگان این بار قرار می‌گرفتم اما از جامعه دانشمندان طرد شدم...

پس رفتم سراغ انیشتین چرا؟ چون مغز حرفه ای تری داره و بهینه تر با مغزش کار میکنه!قضیه E = mc² رو هممون میدونیم اما هیچکس تاحالا به جنبه اصلیش فکر نکرده بود درواقع من این قضیه رو برای این نوشتم که بگم: هر امباپه میتونه همزمان دو نسخه ماینکرفت رو بازی کنه (شاید بگید چه ربطی داره ولی واقعا چه ربطی داره؟) این فقط یک کشف عظیم نبود.

پس رفتم این کشف مهم رو توی کاغذ نوشتم و اون رو موشک کردم اما این بار نمیتونستم ریسک کنم پس چیکار کردم؟ موشک رو با زاویه چهل و پنج درجه هکتوپاسکال(که البته واحد فشاره و زاویه نداره اما اینجا من هستم که تصمیم میگیرم چی زاویه داره چی نداره...) فرستادمش هوا اما متاسفانه به ضلع چهارم مثلث برمودا خورد...

البته نگران نباشید این رو هم حساب کرده بودم برا همین مستقیم موشک به هدف خورد! و انیشتین هم مثل من براش سوال پیش اومد که چرا موشک خورد تو سر من؟ (میدونید.. اینجور سوال ها فقط برای ذهن های بزرگ پیش می‌آد)انیشتین هم مثل من رفت سراغ فیزیک اما تا آخر ادامه اش داد و از فیزیک نیوتنی گذشت


آخرش فهمید همه چیز نسبیه و این کشف مهمش رو تو فرمول من نوشت تا ادای احترامی باشه به مسبب فیزیک دانیش یعنی من!

احساس مسئولیتطنز
۰
۰
Perfection
Perfection
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید