گفت بهر هجرت درماندگان
یک شتر میداد پیغمبر مجان
گفتنش پیغمبر و ثروت!چسان؟
پاسخ آمد همسرش صاحبقران
سائلی پرسید هان ای حاضران
جنگ بدر بعد از شکست دشمنان
دست میزد پشت دست آن سفیان
لشکر ما قوتشان بود از کباب
مملو از اسب و کمان واز سنان
در مقابل بینوایان مردمان
خالی از تیغ و کمان و از سنان
گفته اند تنها که هشت شمشیر بود
پس شکست ما ز آنانست چسان؟
بانگ برداشت خاتم پیغمبران
چون خدا بود همره ما این بدان
حال من را یک سوال است حاضران
پس کجا بود ثروت صاحبقران؟
بهرام غنی پور