ویرگول
ورودثبت نام
حباب
حباب
حباب
حباب
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

سوال

گفت بهر هجرت درماندگان

یک شتر میداد پیغمبر مجان

گفتنش پیغمبر و ثروت!چسان؟

پاسخ آمد همسرش صاحبقران

سائلی پرسید هان ای حاضران

جنگ بدر بعد از شکست دشمنان

دست میزد پشت دست آن سفیان

لشکر ما قوتشان بود از کباب

مملو از اسب و کمان واز سنان

در مقابل بینوایان مردمان

خالی از تیغ و کمان و از سنان

گفته اند تنها که هشت شمشیر بود

پس شکست ما ز آنانست چسان؟

بانگ برداشت خاتم پیغمبران

چون خدا بود همره ما این بدان

حال من را یک سوال است حاضران

پس کجا بود ثروت صاحبقران؟

بهرام غنی پور

شعر نوشعر پارسی
۱
۰
حباب
حباب
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید