ویرگول
ورودثبت نام
حباب
حباب
حباب
حباب
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

کوی دوست

مرا بسپارید به نسیمی که میوزد به کوی دوست

و یا به آب جوی مسیری که می رود به سوی دوست

بارانی شوم که ببارم به موی دوست

شاید شوم قطراتی به روی دوست

دردی شوم که درمانش فقط بود

عطری فرآوری شده از بوی دوست

اخم میان ابروان کمندش شوم

شاید شوم جزئی از خلق و خوی دوست

خرده مگیر ز دلباخته گشتنم

مفتونی چشم دل است ز گوی دوست

بهرام این آویزه را بگوش کن

هویت نما فنا هماره به هوی دوست

بهرام غنی پور

بهرام غنی پور

۰
۰
حباب
حباب
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید