ویرگول
ورودثبت نام
Aurvant
Aurvantهنرمند و نه هنردوست.
Aurvant
Aurvant
خواندن ۷ دقیقه·۱ ماه پیش

با گوشی توی دستت میتوانی عکاس شوی؟(تجربه شخصی)

از ابتدا اعلام میکنم که این سرفصل بر اساس تجربه ای شخصی است . به عنوان کسی که مسیری را آغاز کرد. نه یک مقاله مهندسی شده در باب مقایسه دوربین حرفه ای و گوشی موبایل و فلان و بهمان

مسئله بسیار سادست. شما با هر چیزی که بتواند نور را روی یک سطح گیر بیندازد میتوانید عکسی ثبت کنید. اما امروزه آیا عکاس بودن صرفا به معنای ثبت تصویر است؟

خیر، ثبت نور،فرایندی علمیست.در روش سنتی آن،روی محلول نقره هالوژنید بر سطح نگاتیو و امروزه به واسطه ثبت نور روی یک سنسور دیجیتال. اما عکاسی ، به مثابه هنر زیبا. فرایندیست از نمایش دیدگاه هنرمند از آنچه درحال رخ دادن است.

روزهایی که در دبیرستان به عنوان یک دانش آموز سرگرم مطالعه بافت ها و سلول ها، محاسبه فشار و ضریب انبساط ، و تعیین نوع پیوند کوالانسی و قطبی بودم بدون اینکه کنجکاوی خاصی درموردشان داشته باشم.در دنیایی دیگر، تصاویر، آنها مرا شعف زده میکردند. منظور صرفا عکس نیست. منظور تصاویر است. قابی سرشار از اتفاقات دوست داشتنی که بیرون از آن خبری نبود. در کنج خانه و مدرسه، در میان اطلاعات خسته کننده سلول و دی ان ای . بافت جانوری و گیاهی. تصاویری که به طور اتفاقی در سرچ گوگل میدیدم کسلی را از من میگرفت. معتاد شده بودم به سرچ کردن تصاویری با عنوان fine art در گوگل و دیدن تصاویری که امروزه میدانم بخش اعظم آن نقاشی یا فتومونتاژ بودند نه لحظه ثبت شده. یعنی لحظه ساخته شده توسط هنرمندان و بازی سازان و فیلمنامه نویسان و ... که حالا به صورت فریم های عکس در گوگل بودند. در آن زمان نه شناختی به مکاتب هنری داشتم و نه به انواع پلتفرمهایی مانند پینترست و آنسپلش و ... . درمورد سال های 2018 صحبت میکنم که افراد عادی راجع به این مسائل شناخت چندانی نداشتند و من هم یک فرد به شدت عادی بودم .به حدی عادی و عوام بودم که گمان میکردم اصلاح طلبم و و اصلاح طلبان قرار است همه چیزرا بهشت کنند و اصول گرایان هم مانع آنها هستند. خلاصه که بدون تصمیم جدی . گاها اگر قابی عجیب میدیدم با یک گوشی(هوآوی) آنهارا ثبت میکردم. عجیب منظورم لحظه ایست که چندان هم معمول نیست. مثلا، غروب و تلالو آن در گودال پر از باران وسط حیاط مدرسه با پس زمینه ای از تپه ها . یا جمجمه سگی که مورچه های بزرگی در حال حملش هستند.

خلاصه که گذشت و عکس هایی که دلی میگرفتم با توجه به سبک زندگی کم هیجانی که داشتم، بیشتر میشد. حالا وارد رشته دانشگاهیم شده بودم . جایی که باز هم با دروس خسته کننده علوم پایه سرو کار داشتم و بعد از چندسال انصراف داده و رشته گرافیک دانشگاه هنر پذیرفته شدم و با اصرار استاد عکاسی؛ همه دانشجو ها به خرید دوربین اقدام کردند. من هم با پولی که در آن روزها با کار های حاشیه ای جمع کرده بودم و خواهش و التماس به خانواده، دوربین 850 d کنون با لنز 18-135 تهیه کردم که انصافا دوربین خوش امکانات و برای عکاسی مناسب است. از اولین نمونه هایی بود که فوکوس پیکر و فرمت 4k فیلمبرداری داشت. آنموقع شناخت خاصی نداشتم وگرنه هرگز یک دوربین نیم فریم با آینه نمیگرفتم. هرطور هم شده ،حتی با کیفیت پایین تر یا دست دوم هم شده، باید بدون آینه و فول فریم گیر میاوردم. به نظرم میرسید قرار است عکاس خوبی شوم. به هر حال درست است سابقا با گوشی موبایل عکس هایی میگرفتم و با اطلاعات ناقصم از فتوشاپ تغییراتی در آن میدادم( ناشیانه و غلیظ و مصنوعی)و کسی جز خودم آنهارا نمیدید. اما حالا دوربین داشتم. دکمه شاتر داشت. لنز داشت. چشمی داشت. مانیتور داشت، آنهم مانیتور لمسی با چرخش 360 درجه. سر از پا نمیشناختم. اما همچنان کاربرد واقعی آنرا به دست نیاورده بودم. کرونا بود و نمیتوانستم ماجراجویی زیادی با همکلاسی هایم داشته باشم.در شهر خودمان هم دوستی نداشتم . دوستان دبیرستانم را خیلی وقت بود دیگر ندیده بودم. اما به هرحال سعی میکردم هرطور شده از چیزی عکس بگیرم. با مهره های شطرنج صحنه آرایی میکردم و با شمع نورپردازی میکردم و تصاویر خوبی میگرفتم. از المان های خاص پارک ها، حاشیه شهر و ... . نمیگذاشتم هیچ عکسی بدون تغییر بماند. با فتوشاپ باید آنرا به شکلی در می آوردم که به قولی سورئال شود یا رئالیسم جادویی یا هرچیزی که رئال و مستند نبود.

حالا یکسال گذشته بود و دوربین داشتم و در بین همکلاسی هایم بودم. اصفهان انصافا شهر خوبیست برای عکاسی . هر مدت یکبار با همکلاسی ها برای عکاسی بیرون میرفتیم. یا تنها میرفتم. بعدا در انجمن سینمای جوان اصفهان ثبت نام کردم و تجربه هایی با دوربین های حرفه ای تر و در زمینه فیلمبرداری کسب کردم. و دو سال بعد از ورودم به دانشگاه در شرکت تبلیغاتی به عنوان گرافیست استخدام شدم. مدت کمی بعد از طریق همان شرکت مسئول فیلمبرداری تبلیغاتی از چند مشتری شرکت که جدی ترینشان یک شرکت ساختمان سازی بود شدم. آنهم نه با دوربین. بلکه با آیفون 15 پرومکس و یک استابلایزر موبایل .

به مرور توانستم فیلمبرداری و تدوین فیلم کوتاه و همایش های مختلف را تجربه کنم. همه اینها در طول دانشگاه اتفاق افتاد.

و حالا طبق این تجربه ها نتیجه ای که میتوانم به شما بگویم این است که برای عکاس شدن، الزامی به داشتن دوربین عکاسی نیست. مگر اینکه عکاسی در زمینه های خاص و حساس تبلیغاتی باشد. در حال حاضر ثبت تصویر با گوشی برای بسیاری از فیلمبردار ها و عکاس های حرفه ای هم،عملی معقول و به صرفه شده. خصوصا آیفون ها که حالا با آن فیلم های سینمایی هم میسازند.

به طور کلی اولویت دارایی شما در عکاسی به این گونه است:

1-زیست عکاسانه، باید بدانید برای عکاسی در هر ژانری لازم است که زیست مربوط به آن ژانر را داشته باشید. یعنی اگر میخواهید عکاس طبیعت بشید. فقط در صورتی ممکن است که به طور مداوم به طبیعت گردی بروید.( نه اینکه سالی یه برا برید روستا و انتظار داشته باشید اینطوری با عکاسی از درختای دور خونه روستایی عکاس طبیعت بشید)

2- شناختن نور، به واسطه عکاسی زیاد و دیدن تصاویر. مسلما دذ عکاسی مهمتر از همه چیز نور است. دوربین گران تر. گاهی آن دوربینیست که طیف نوری بیشتری را (یا به اصطلاح داینامیک رنج ) روی سنسور خود ثبت کند. نور خوب تسلط به نور مثل درس نیست که با کتاب خواندن به دست بیاید . هرچند نداشتن گنجینه تئوری و سواد تئوری در هنر شمارا نابود خواهد کرد اما در کنار آن. بخش مهمی برای تمرین و مطالعه تصاویر در نظر بگیرید. به مرور اتفاق میفتد و و یک روز به طور اتفاقی متوجه میشوید که میدانید از کدام زاویه نور بهتری را میتوانید ثبت کنید.

3-کادر بندی، اولویت سوم دوربین نیست . بلکه کادر بندیست .بله.، سوژه یا موقعیتی یکسان را ،میلیون ها روش میشود ثبت کرد. مهم جهان بینی شما و مهارت عکاسی شماست. همچنین ژانر مورد علاقه، زمینه تصویری ذهنی و...

4- دوربین، این سوال که آیا دوربین حرفه ای نیاز دارید یا گوشی در تمام طول زندگی، مادامی که پول یک دوربین ره به دست بیاورید و آنرا خریداری کنید شمارا میرنجاند ، امروزه دوربین ها حتی در سطح پایین تر هم بسیار گران هستند. خریدن آنها به سطحی از تملک نیاز دارد. اما بحث فقط پول نیست. به تجربه فهمیده ام سنسور گوشی ها به دلیل قابلیت های دیجیتال و اصلاح رنگی که دارند، برای افراد مبتدی بسیار مناسب ترند. خصوصا آیفون ها چه 17، چه 16 یا پایین تر. همچنین گوشی های سامسونگ در رده های بالا. به شخصه با سامسونگ s24 یک موزیک ویدیو کامل سنتی را فیلم برداری کردم و چند همایش مهم را با آیفون 15 پرومکس. بگذریم که حتی با شیائومی ردمی 8 پرو هم فیلم کوتاه ساختم و اینها همه نه در سطح خانگی ، بلکه در سطح نمایش و اکران شده بوده اند.

پس مشخصا پاسخم به سوال عنوان این است. بله با گوشی توی دستتان میتوانید عکاس شوید . سنسور های گوشی توانایی های بالایی در زمینه فوکوس ، زوم ، ثبت دقیق و شارپ رنگ ها، قابلیت کاستوم سازی دیجیتال و ... در اختیار شما قرار میدهند . حتی لنز های کلیپسی موجود هستند که به میتوانید روی دوربین گوشی وصل کنید و قابلیت زوم اپتیکال را دشته باشید. ( تفاوتش با زوم دستی گوشی این است که در زوم گوشی، صرفا سنسور بخشی از توانایی های خود را از دست میدهد. یعنی انگار یه عکس روی صفحه گوشی دارید و زوم میکنید و این تصویر را دچار افت کیفیت میکند. اما در زوم اپتیک، با تغییر فاصله عدسی ها، واقعا تصویر را بدون افت کیفیت زوم میکنید.

پایان

گوشی موبایلعکاسدوربین
۲
۰
Aurvant
Aurvant
هنرمند و نه هنردوست.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید