
جملات تأثیرگذار کتابخانه نیمهشب
گاهی تنها راه یادگرفتن، زندگی کردن است.
کتابخانه نیمهشب کتابخانه ارواح نیست. کتابخانه اجساد هم نیست. کتابخانه احتمالاتِ. مرگ هم دقیقاً نقطه مقابل امکان و احتمالاتِ.
آدمهای با استقامت نسبت به بقیه تفاوت ذاتی خاصی ندارند، تنها تفاوتشان آینه که هدف مشخصی توی ذهنشان دارن ومیخوان که به اون هدف برسن. توی دنیایی که سرتاسر پرشده از عوامل حواسپرتی داَشتن استقامت ضروریه. این توانایی باعث می شود وقتی بدن و ذهنت به منتهای تحملشان رسیدن طاقت به یاری.
آگه هدفت رسیدن به چیزی باَشه که با ذاتت در تضادِ، همیشه شکست میخوری. هدفت باید این باَشه که خودت باَشی که مثل خودت رفتار کنی و به نظر برسی، که حقیقیترین نسخه خودت باَشی.
سرکشی بنیاد حقیقی آزادیه. سرنوشت فرمان بَرها اینه درنهایت برده بشوند.
می دونید انجام یک کار به شکلی متفاوت معمولاً مثل آینه که همهچیز رو متفاوت انجام داده باَشیم. هرچقدر هم که تلاَش کنیم نمیتوانیم کارهایی رو که توی دوران زندگی انجام دادیم تغییر بدیم.
مسیری که ما بهعنوان مسیر موفقیت نگاهش میکنیم درواقع مسیر موفقیت نیست؛ چون بیشتر مواقع تفکر ما درباره موفقیت به یک ایده خارجی مسخره از حس پیروزی خلاصه میشود.
ثورو در کتاب والدن: اگر کسی در مسیر رؤیاهایش با اطمینان قدم بردارد و برای داشتن زندگیای تلاش کند که در تصوراتش آورده، در طول زندگی به موفقیتی غیر منتظره خواهد رسید. همچنین به این نتیجه رسیده بود که بخشی ازاین موفقیت حاصل تنهایی است. هرگز همراهی ندارم که به اندازه تنهایی بتواند با انسان همراه شود.
ثورو میگوید: همه چیزهای خوب وحشی وآزادند.
هرچقدر مردم بیشتر در شبکههای اجتماعی با هم در ارتباط باَشند، جامعه تنهاتر میشود.
عدد دانبار: مردی بنام راجر دانبار در دانشگاه آکسفورد کشف کرد که انسانها ذاتاً جوری برنامه ریزی شدهاند که فقط با صدو پنجاه نفر اَشنا باَشند چون در زمانهای گذشته جوامع شکارچی گرد آورنده به طور معمول صدو پنجاه نفر عضو داَشتند.
عضو از طبیعت بودن یعنی بخشی از میل به حیات بودن.
حسی شبیه راننده تازه کاری در تقاطعی شلوغ را داَشت که با نگرانی منتظر بود تا قسمتی از مسیر خالی وامن شود.
درست مثل این حقیقت که آدمها هیچ وقت نمی تونن به محض نگاه کردن حرکت عقربه دوم ساعت رو ببین.
مغزت حفرههای خالی حافظه ت رو پر میکند وبرای اتفاقاتی که رخ داده یه داستان می سازه.
اما آگه همیشه دنبال معنای زندگی بگردی هرگز زندگی نمیکنی.
کتابخونه قوانین سرسختانهای دارد. کتابها ارزشمندن باید با احتیاط باهاَشون رفتار کنی.
آره خیلی مانع توی سرت داری. نمی ذارن حقیقت رو ببینی.
باید زندگی رو انتخاب کنی که توش شادترین حالتی وگرنه خیلی زود دیگه قدرت انتخاب نخواهی داَشت.
همه وقتمون را صرف آرزوی داَشتن یه زندگی متفاوت یا مقایسه خودمون با بقیه وهمینطور نمونههای دیگه خودمون توی زندگی دیگه میکنیم در حالی که هر زندگیای شامل حدی از خوبی وحدی از بدیه.
منظورم آینه که میفهمیدیم هیچ شیوه زندگیای نیست که بتونه مارو در برابر غم ایمن کنه، همه چیز خیلی سادهتر میشد.
متوجه نیستی که حتی تجربههای بد هم، فایده وهدفی دارند.
ترحم ودلسوزی پایه اصول اخلاقی است. آرتور شوپنهاور
وقتی قراره بارون بیاد سگها بوش رو حس میکنند. واس همین همیشه قبلش میرن داخل، با حال نیست اینکه میتونند با بینی شون آینده رو پیش بینی کنند.
هرگز نباید به کسی که مشتاقانه با کارگران خدماتی کم درآمد بدرفتاری میکند اعتماد کنید.
سه نوع سکوت داریم:
1-سکوتی که از بی اعتنایی ودر عین حال پرخاَش نشئت میگیرد
2-سکوتی که ما دیگر حرفی برای گفتن نداریم
3-سکوتی که از سر بی نیازی به صحبت ایجاد میشود.
هرزندگی میلونها تصمیم رو شامل میشود. بعضی از این تصمیمها بزرگ هستن وبعضی کوچیک. اما هر بار که تصمیمی گرفته میشود نتیجه تغییر میکند. تغییری جبران ناپذیر که به نوبه خودش موجب تغییرات دیگه ای میشود.
این سادهترین شکلیه که مغزت میتواند واقعیت عجیب ومتغییر جهان رو برات ترجمه کند.
آنچه در نظر انسان تله به نظر میرسد، در واقع فقط حقه ذهن است.
سارتر زمانی نوشت: زندگی در ورای ناامیدی آغاز میشود.
چیزی که یاد گرفتم: به قلم آنکه کسی نیست، اما همه کس بوده است.
مشکل اصلی حسرتِ زندگیهایی نیست که تجربهشان نکردهایم. مشکل اصلی خود حسرت است. حسرت است که باعثمیشود در خود چروکیده وپژمرده شویم حس کنیم بزرگترین دشمن خودمان ودیگران هستیم.
عشق وخنده وترس ودرد ارز رایج تمام دنیا هستند.
اینکه بفهمد زندان نه مکان، بلکه ذهنیت است. خاصترین کشف نورا بود.
ارائه شده در سایت ویرگول
https://leilafarzadmehr.ir/جملات-تأثیرگذار-کتابخانه-نیمهشبمت/