بهترین سریالی که دیدم بوده
ماجرا از یک پسری به نام شان مورفی بود اون یک بیماری به نام اتیسم دارد
در قسمت اول دادش شان از روی قطار میفته
ومیمرد اتیسم شان بیشتر شد .
بعدش شان از مدرسه اخراج میشه باباش خرگوشه شان می زنه به دیوار خر گوش میمیرد .
شان خرگوش می بره پیش دکتر گلسمن کسی که بعد از مرگ دادشش . بعد از این اتفاق شان پیش دکتر گلسمن بزرگ شد وبه دانشکده پزشکی رفت . بعد از این قبول شد دکتر گلسمن پیش حیت مدیر ه
داشتن سر معضو این که شان مورفی چرا باید جزو رزیدنت جراحی باشه.
وقتی که شان داشت به سمت بیمارستان سنخزه. توی راه داخل فرود گاه.
کارمندان برق درحال تعمیرات بودن یک تابلو یک زنجیر جدا شد خورد به یک بچه.
و یکی میاد وارد میشه که داشت کمک های اولیه اشتباه انجام می داد . که شان گفت
جای اشتباه گذاشتی .
و شان برای کمک های اولیه رفت که یک تیغ بگیره از یک پلیس آقای پلیس نمیدن . و شان سری تیغ برمیدارد می رود برای کمک اولیه یکی فیلم میگرن و داخل فضای مجازی پخش میشه.
سر میز یکی وارد میشه به. ریس بیمارستان که همون دکتر گلسمن هسته میگه یک سربه فضای مجازی
بزنید همه اعضای حیت مدیر اون ویدیو می بیند و تخت تعصر قرار میگیرد و شان رو قبول میکند .
و شان همراه آژانس به بیمارستان سنخزه می روند.
توی راهش شان وقتی ماشین داشت می رفت حال پسر بچه خراب میشه .
شان میگه اکو لازم داره . و به دکتر کلر میرسه . وبهش میگه اکو لازم دارد .
دکتر کلر میگه وعضش خوبه . لازم به اکو نداره .
دکتر کلر میگه اگه زیاد صدا بده میندازه بیرون شان اومد بره توی بیمارستان نگهبان ها انداخت بیرون .
شان از هر راهی میرفت راه نگهبان ها نذاشتن بره داخل . بعد. روی نیمکت میشنه دکتر :کلر و دکتر:نیل ملندز میان میگن چرا کو میخواد شان میگه یک تیکه از شیشه در کنار قلب اون هسته .
اون ها اکو رو انجام دادن تو آزمایش هیچی اثری از شیشه نبود .

دکتر:شان رابرت مورفی
دکتر:کلر
برای ادامه این کمیک لطفا بهم بگید.