ویرگول
ورودثبت نام
Limbo
Limbo
Limbo
Limbo
خواندن ۴ دقیقه·۴ ساعت پیش

علت مخالفت برخی از علما، با نظریه ولایت فقیه و ...

۱. تفاوت ذاتی فقیه با امام معصوم

مهم‌ترین محور مخالفت اینه که:

  • امام معصوم منصوب الهی، دارای عصمت، علم لدنی و مصون از خطاست

  • فقیه هرچقدر هم عادل و عالم باشد، معصوم نیست و احتمال خطا، تأثیر منافع، یا برداشت نادرست از دین دارد

برخی علما می‌گفتند:

دادن اختیارات امام معصوم به فقیه غیرمعصوم، قیاس مع‌الفارق است.


۲. نبودِ نصّ صریح بر «حکومت مطلقه فقیه»

بسیاری از فقها قبول دارند که فقیه:

  • مرجع فتواست

  • قاضی است

  • متولی امور حسبیه (امور ضروریِ بدون متولی)

اما می‌گفتند:

  • دلیل قطعی و صریح شرعی برای «حاکمیت سیاسی فراگیر فقیه» وجود ندارد

  • روایات «نیابت عامه» را محدود تفسیر می‌کردند، نه سیاسی ـ حکومتی

پس مخالفتشان این بود که:

نمی‌شود از اختیارات فقهی، ناگهان به حاکمیت سیاسی مطلق رسید.


۳. خطر تمرکز قدرت دینی و سیاسی

یکی از جدی‌ترین نگرانی‌ها 👇

اگر:

  • دین = قدرت

  • تفسیر دین = در دست یک فقیه حاکم

آنگاه:

  • نقد فقیه = نقد دین تلقی می‌شود

  • امکان استبداد دینی بالا می‌رود

  • دین هزینه خطاهای حکومت را می‌دهد

برخی علما صریحاً می‌گفتند:

فقیه اگر خطا کند، مردم دین را مقصر می‌دانند، نه حکومت را.


۴. تبدیل فقه به ابزار سیاست

نگرانی دیگر این بود که:

  • فقه ذاتاً برای استنباط حکم الهی است

  • سیاست نیازمند مصلحت‌سنجی، بده‌بستان، و تصمیمات خاکستری است

اگر فقیه رأس قدرت باشد:

  • ممکن است احکام فقهی قربانی مصلحت سیاسی شوند

  • یا برعکس، سیاست با فتوای فقهی توجیه شود

نتیجه؟
آسیب دیدن استقلال فقه و مرجعیت دینی


۵. تضعیف نقش مردم و عقل جمعی

برخی فقها (مثل نائینی، محقق داماد، آیت‌الله بروجردی با قرائت خاص) تأکید داشتند که:

  • در عصر غیبت، هیچ‌کس ولایت ذاتی ندارد

  • مشروعیت حکومت بدون رضایت و نظارت مردم ناقص است

آن‌ها می‌ترسیدند که:

ولایت فقیه به‌صورت مطلق، مشارکت و مسئولیت مردم را تضعیف کند.


۶. تجربه تاریخی قدرت و فساد

تجربه‌ی تاریخی (نه فقط اسلامی) نشان داده:

  • قدرتِ بی‌مهار حتی آدم‌های صالح را فرسوده می‌کند

برخی علما می‌گفتند:

فقیه باید ناظر قدرت باشد، نه خودِ قدرت.


جمع‌بندی کوتاه

مخالفان نمی‌گفتند:
❌ فقیه بی‌ارزش است
❌ دین نباید در جامعه نقش داشته باشد

بلکه می‌گفتند:
⚠️ قرار دادن فقیه غیرمعصوم در جایگاه امام معصوم، هم برای دین خطر دارد هم برای مردم

مقایسه‌ی دیدگاه فقهای شاخص

۱. امام خمینی: ولایت فقیه «عامه و حکومتی»

امام خمینی یک گام جلوتر از فقهای قبل برداشت و گفت:

  • فقیه جامع‌الشرایط:

    • همان اختیارات حکومتی پیامبر و امام را دارد (در اداره جامعه)

    • نه از باب عصمت، بلکه از باب ضرورت اداره جامعه اسلامی

  • حکومت بدون فقیه = تعطیلی احکام اجتماعی اسلام

نکته‌ی کلیدی در نظر امام:

اگر فقیه حاکم نباشد، شریعت در سطح جامعه اجراشدنی نیست.

بنابراین:

  • ولایت فقیه = شرط اجرای اسلام

  • مشروعیت: از نصب عام الهی

  • مقبولیت: با پذیرش مردم


۲. محقق نائینی: محدودسازی قدرت، نه نفی دین

نائینی (دوره مشروطه) گفت:

  • در عصر غیبت:

    • حکومت معصوم نداریم

    • هر حکومتی «ناقص‌الشرعی» است

  • بهترین گزینه:

    • حکومت قانون‌مند + نظارت فقها

    • نه حکومت مستقیم فقها

او صریحاً از:

  • تفکیک قدرت

  • پاسخ‌گویی حاکم

  • محدود کردن استبداد

دفاع می‌کرد.

نگرانی اصلی نائینی:

استبداد اگر لباس دین بپوشد، خطرناک‌تر می‌شود.


۳. آیت‌الله خوئی: فقیه، مرجع است نه حاکم

دیدگاه آیت‌الله خوئی کاملاً فقهی و محتاطانه است:

  • فقیه:

    • حق فتوا دارد

    • حق قضاوت دارد

    • متولی امور حسبیه است

  • دلیل شرعی برای حکومت سیاسی فقیه وجود ندارد

او می‌گفت:

نیابت فقیه از امام، در «حکم شرعی» است نه در «حکومت سیاسی».

نتیجه:

  • حکومت می‌تواند عرفی باشد

  • فقیه ناظر اخلاقی و دینی جامعه است


۴. آیت‌الله سیستانی: مردم‌محوری + نقش هدایتی فقیه

سیستانی عملاً مدل متفاوتی ارائه داد:

  • مشروعیت حکومت:

    • با انتخاب مردم

  • نقش فقیه:

    • هدایت

    • نظارت اخلاقی

    • دخالت در بحران‌های کلان (نه حکومت روزمره)

او بارها نشان داد:

  • مرجعیت ≠ حاکمیت

  • فاصله گرفتن فقیه از قدرت، به نفع دین است


نکته‌ی خیلی مهم

همه‌ی این فقها:

  • به فقیه عادل باور دارند

  • به شریعت پایبندند

  • به عصر غیبت توجه دارند

اختلافشان این است:

فقیه در عصر غیبت «جای امام می‌نشیند» یا «کنار قدرت می‌ایستد»؟

پیامدهای عملیِ قرار گرفتن فقیه غیرمعصوم در جایگاه قدرت سیاسی

۱. قدسی شدن قدرت و سخت‌شدنِ نقد

وقتی فقیه در رأس قدرت قرار می‌گیرد:

  • تصمیم سیاسی → رنگ دینی می‌گیرد

  • مخالفت سیاسی → به‌راحتی «مخالفت با دین» تلقی می‌شود

این یعنی:

  • نقدِ قدرت پرهزینه می‌شود

  • خطاها دیرتر اصلاح می‌شوند

مخالفان می‌گفتند:

حکومتِ غیرقابل نقد، حتی اگر دینی باشد، به فساد نزدیک می‌شود.


۲. فرسایش مرجعیت دینی

فقیهِ حاکم ناچار است:

  • تصمیمات سخت اقتصادی، امنیتی، بین‌المللی بگیرد

  • که ذاتاً محبوب همه نیست

نتیجه‌ی عملی:

  • نارضایتی مردم → متوجه دین و فقه می‌شود

  • اعتماد معنوی به مرجعیت کاهش پیدا می‌کند

به‌عبارت ساده:

مردم با حکومت قهر می‌کنند، اما دین هزینه‌اش را می‌دهد.


۳. فقهِ حکومتی و انعطاف پرخطر

در مقام حکومت:

  • فقیه وارد حوزه‌ی «مصلحت» می‌شود

  • گاهی حکم ثانوی، اضطرار، یا تعلیق حکم پیش می‌آید

نگرانی مخالفان:

  • مرز حکم الهی و مصلحت سیاسی مخدوش می‌شود

  • فقه از معیار حقیقت، به ابزار اداره تبدیل می‌شود

نه اینکه حتماً سوءنیت باشد؛
بلکه ساختار قدرت چنین فشاری ایجاد می‌کند.


۴. شخصی‌شدنِ خطاها (نبودِ عصمت)

امام معصوم:

  • اگر حکم می‌دهد، خطا ندارد

اما فقیه:

  • اجتهادش ظنی است

  • تشخیصش بشری است

  • تحت فشار اطلاعات ناقص و شرایط سیاسی است

وقتی اختیارات امام به فقیه داده شود:

  • خطای انسانی = بحران دینی ـ سیاسی

مخالفان می‌گفتند:

مشکل در تقوای فقیه نیست، در «بشری بودن» اوست.


۵. تضعیف مسئولیت‌پذیری مردم

در برخی قرائت‌ها:

  • ولی فقیه «ولیّ» مردم می‌شود

  • مردم به‌تدریج نقش «مکلفِ سیاسی» را از دست می‌دهند

پیامد:

  • کاهش مشارکت آگاهانه

  • انتقال مسئولیت اخلاقی از مردم به حاکم

درحالی‌که برخی فقها معتقد بودند:

عصر غیبت، عصر بلوغ سیاسی مردم است، نه قیمومت.


۶. گره خوردن سرنوشت دین با یک ساختار خاص

اگر ساختار حکومتی:

  • ناکارآمد شود

  • یا دچار فساد شود

و آن ساختار «دینی» معرفی شده باشد:

  • کل دین زیر سؤال می‌رود

  • نسل‌های بعدی ممکن است از اصل دینداری فاصله بگیرند

این همان ترسی بود که خیلی از علما داشتند:

دین، سرمایه‌ی بلندمدت است؛ نباید خرج سیاست کوتاه‌مدت شود.


جمع‌بندی نهایی

مخالفان ولایت فقیه در مقام قدرت می‌گفتند:

  • فقیه محترم است، اما معصوم نیست

  • دین راهنماست، نه ابزار حکومت

  • فقیه باید ناظر قدرت باشد تا دین مصون بماند

و هشدارشان این بود:
⚠️ جایگزینی فقیه به‌جای امام معصوم، بیش از آنکه قدرت دین را زیاد کند، ممکن است آن را آسیب‌پذیر کند.

ولایت فقیه
۳
۱
Limbo
Limbo
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید