ویرگول
ورودثبت نام
Erfan E
Erfan Eیه نویسنده کوچیک و مرسی که میخونی
Erfan E
Erfan E
خواندن ۱ دقیقه·۱۲ روز پیش

چرا دروغ میگی/ نمیگی؟

''هرچی دوست داری بنویس...''

اولین جمله‌ای که در اینجا باهاش مواجه شدم. دروغه؟

قصدم نوشتن چیز دیگری بود اما به کل حواسم پرت شد. واقعا هرچی میخوام بگم؟ این رو کی داره به من میگه؟ خود این جمله دلگرمی نیست؟

نمی‌دانم.

من باور دارم یک جایی اون پشت کسی نشسته که می‌خواد من، من عرفان ۲۴ ساله، هرچی که میخوام رو بگم و یک جایی درون من میخواد و لازم داره این حرف درست باشه ولی جالب تر یکی جایی خیلی دیگه اون پشت‌تر نشسته... فقط نشسته.

من می‌ترسم.

یعنی انگار هیچ در دست من نیست. انگار ''دوست داشتن'' من کمترین اهمیت را دارد و انگار اصلا نوشتن کیلویی چند... نه! گمراه نشو، یا شایدم... بشو؟

اون روز ماهیتابه واقعیت موقع برخورد با صورتم دو چشم من رو کبود کرد اما تاثیرگذارتر تونستم قدرت و عظمت کلمات رو بشنوم!

دو چشم من کبود، چشم آن یکی کور و برق زندگی در چشم دیگری کاملاً به‌دور.

ارادتمند شما

اعتراض
۰
۰
Erfan E
Erfan E
یه نویسنده کوچیک و مرسی که میخونی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید