
یکی از نمایندههای حزب کارگر مجلس بریتانیا، آلیستر استرترن، چیزی نوشته که اونچه در ادامه میخوانید، خلاصهای ازشه.
جامعه لیبرال در رسیدگی به موضوع مردان جوان شکست خورده. بحرانی که دیگه صرفاً یک مشکل اجتماعی نیست، یک بحران سلامت عمومی و سیاسی تبدیل شده. نویسنده از تجربهی تدریس خودش میگه و اینکه پسران بیانگیزهای رو دیده که سیستم کاری در موردشون نمیکنه. در بریتانیا، شصت درصد جوانان بیکار، تحصیلاتی دانشگاهی ندارن و همین جمع، 74 درصد قربانیان خودکشی هم به حساب میان. کاهش خدمات اجتماعی و کمبود معلمان مرد (به خصوص در مدارس ابتدایی که به 14% رسیده) یک خلاء هویتی و الگویی ایجاد کرده. در غیاب الگوها و کمکها در اطرافشون، این مردان جوان به سمت الگوهایی در شبکههای اجتماعی کشیده میشن. این ناامیدی، پیامدهای سیاسی مستقیم هم داره: مردان جوان بدون تحصیلات دانشگاهی، به سمت احزاب پوپولیستی و راست افراطی متمایل میشن؛ چیزی که برای گروههای مترقی زنگ خط جدی رو به صدا درآورده. چیزی که طی سالهای اخیر در آمریکا، بریتانیا، آلمان، فرانسه و چندین کشور دیگه دیده شد.
در فرانسه، حمایت از حزب راست افراطی راسمبلمان ناسیونال (RN) در میان رأیدهندگان ۱۸ تا ۲۵ ساله در دور اول انتخابات سراسری (پس از انتخابات پارلمانی اروپا)، به ۳۲٪ رسید که تقریباً دو برابر حمایت آنها در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۲ بود. در همین حال، در آلمان، در سه انتخابات ایالتی در سال گذشته، یک سوم رأیدهندگان زیر ۳۴ سال، به حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان (AfD) رأی دادند. همچنین در اتریش، حزب راست افراطی و روسیهدوست حزب آزادی (FPÖ) توانست ۲۷٪ از رأی زیر ۳۴ سالهها را در انتخابات سپتامبر کسب کند که یک افزایش هفت درصدی نسبت به سال ۲۰۱۹ را نشان میدهد
این آمارها نشان میدهند که در یک چرخه انتخاباتی کوتاه (از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴)، گرایش گسترده جوانان از احزاب سبز به سمت احزاب راست افراطی تغییر کرده است
چه کسی این خلاء رو پر میکنه؟ افراد خطرناکی مثل اندرو تیت و جردن پیترسون. کسانی که به جوانان میگن که جامعه لیبرال شکست خورده و تنها راه پیشرفت، بازپسگیری کنترل زندگی و پذیرش مسئولیت شخصی است؛ مثلاً اینکه اتاقتون رو مرتب کنید، همیشه باشگاه برید، هرکاری برای پول در آوردن انجام بده، احساساتت رو سرکوب کن، از ماتریکس خارج شو، بابت چیزی پشیمان نباش، تمام مشکلاتت به خاطر ضعف خودته، فقط به حرفهای این مردانی که ما میگیم گوش بده و...
نویسنده تأکید میکنه که نیروهای مترقی و غیرمرتجع، با تمرکز بیش از حد بر علل ساختاری، چندان سراغ ایدههایی نمیرن که متمرکز بر زندگی شخصی افراد باشه، در نتیجه احساس لذت کوتاهمدت کمتری برای قشری دارن که چندان علاقهای به علم و دانش نشون نمیدن. سکوتی که حس ناتوانی و خنثیشدگی رو به جوانان منتقل میکنه و اونها رو به سمت کسانی سوق میده که ابزارهایی حتی گولزننده با شعار «بهتر کردن خود» به این پسران جوان میدن.
مردانگی تجویزی مجرمی مثل «تیت» (که شما نمونهی وطنیش رو مثلا در تتلو میبینید)، اغلب شامل چیزهایی مثل فردگرایی افراطی و تسلط جنسی و اجتماعی بر زنان میشه. مسئلهای که باعث میشه تا باور به به برابری جنسیتی در نسل جدید مردان، بسیار کمتر از نسلهای قبلی باشه.
چه باید کرد؟ نمیشه ساعت رو به عقب برگردوند. بخصوص چپگراها و میانهروها باید دست از این بیثباتسازی تعریف مردانگی دست بردارن. باید بپذیرن که از دست دادن نقش سنتی مرد به عنوان «حامی و تأمینکننده» باعث مشکلاتی شده که راهحلی براش ندارن؛ حداقلی راهحلی که به درد همه بخوره. باید یک الگوی جدید از مردانگی مدرن مورد توافق قرار بگیرد. الگویی که مسئولیتپذیری شخصی رو در کنار راهحلهای ساختاری قرار میده. نمیشه نقش مردان رو بهعنوان محرکهای اصلی راهحلهای کلان (رشد اقتصادی، ساخت خانه) تخریب کرد؛ باید پذیرفتش و تلاش کرد تا این نسل رو از منجلاب سوشالمدیا و فاشیسم رهایی داد. باید نقش و حتی نیاز به تامینکنندگی مرد رو پذیرفت و از سمتی سعی کرد تا داینامیکی جدید بهوجود آورد که کسی احساس شکست نداشته باشه.

گفتگو درباره مردانگی همچنان در جریانه. نیروهای مترقی نمیتونن کنار بنشینند و بذارن تا پوپولیستهای راستگرا از ترسها و ناامیدیهای جوانان سوءاستفاده کنن. ما به پسران جوان، دیدگاهی بهتر و افتخارآمیزتر از خودشان بدهکاریم.