تصورش کن: یک دفتر سفید جلوی توست، صفحاتش خالی و بکر. هر خط، هر کلمه، هر نقطهاش میتواند قصهی تازهای باشد، قصهای که فقط تو میتوانی بنویسی.
زندگی هم همین دفتر است، پر از فرصتهایی که مثل رنگهای جادویی توی جعبه مداد رنگیات منتظرند تا نقاشی کنی. گاهی اشتباه میکنی، خط میزنی، صفحه را تا میزنی، اما این اشتباهها همان پررنگترین رنگها را به نقاشیات میدهند.
شروع دوباره یعنی اجازه دادن به خودت برای خلق دوباره، بدون ترس از اشتباه. یعنی باور به این که هر روز، هر ساعت، هر لحظه یک فرصت نو است. فرصت برای رویاپردازی، برای ساختن، برای شکستن و دوباره ساختن.
تو جادوگری، جادوگری که قلم دستش است و میتواند سرنوشت را تغییر دهد. فقط کافیست از همان لحظهی همین حالا، دفترت را باز کنی، نفس عمیقی بکشی و شروع کنی به نوشتن.