میگویند ایران سرزمین تغییر حکومتهاست؛ از پسِ شکوه شاهعباس صفوی تا امروز، سلسلهها آمدهاند و رفتهاند: افشار، زند، قاجار، پهلوی، جمهوری اسلامی… اما انگار در پشت این همه جابهجایی قدرت، چیزی ثابت مانده؛ گویی تاریخ فقط لباس عوض کرده، نه جان.
امروز دوباره زمزمه انقلاب شنیده میشود، مثل نسخهای که بارها پیچیده شده و هر بار امیدی تازه ساخته است. اما یک پرسش سمج هنوز بیجواب مانده: چرا با این همه دگرگونی، حالِ ما چندان دگرگون نشده؟
شاید مسئله فقط تاج و تخت و قانون و دولت نباشد. شاید قصه از جایی عمیقتر شروع میشود؛ از ذهنهایی که هنوز در گذشته پرسه میزنند، از شیوه اندیشیدنی که کمتر تغییر کرده. شاید پیش از هر انقلاب سیاسی، به انقلابی آرامتر اما سختتر نیاز داریم انقلابی در فکر، در نگاه، در خودِ ما.