دراماتیکترین بیداریِ یک گیمر (و درسی که از شاهدزد گرفتم)
تا حالا شده با این حس بیدار بشید که انگار یه وزنه ۱۰ تنی روی سینه تونه؟ دقیقاً همون حسی که وقتی میفهمی کل پساندازت دود شده و رفته هوا! داستان از اونجایی شروع شد که دیشب، حوالی ساعت ۲ بامداد، با کلی ذوق و شوق صندوقم رو پر از طلا و جواهر کردم و با خیال راحت سرم رو گذاشتم روی بالش. پیش خودم گفتم: «خب فاطمه، فردا که بلند شی، میتونی اون آپگرید خفن قلمروت رو انجام بدی.»

اما امان از وقتی که چشمام رو باز کردم و نوتیفیکیشن گوشی رو دیدم... بله! یک نفر، خیلی شیک و مجلسی، از بین تمام سپرهایی که با اون همه وسواس چیده بودم رد شده بود و تمام دار و ندارم رو زده بود زیر بغلش و غیب شده بود. اولش فقط شوک بودم، بعدش عصبانیت (در حد قرمز شدن!) و در نهایت... فاز انتقام!

بریم برای انتقام یا چی؟ نشستم پای گوشی، قلعهاش رو پیدا کردم. اما خب، وقتی پای «انتقام» وسط باشه، هوش گیمریِ آدم ده برابر میشه. بالاخره زدم به قلب ماجرا و... بله! نه تنها طلاهای خودم رو پس گرفتم، بلکه یه سودی هم روش کشیدم که جیگرم حال اومد.
اما از فاز گیم که بیایم بیرون... راستش رو بگم، این اتفاق منو برد توی فکر. شاید فکر کنید «شاهدزد» فقط یه بازیه با گرافیک فانتزی و کاراکترهای بامزه، ولی برای منی که گیم رو فراتر از یه سرگرمی میبینم، خیلی آموزنده بود.
این بازی ظاهر خیلی سادهای داره، ولی باطنش عجیبه. دقیقاً مثل زندگی واقعی تو دنیای خودمون میمونه.
من توی این بازی یاد گرفتم که:
۱. امنیت هزینهبره: اگه برای امنیت (قلمروت یا زندگیت) وقت و هزینه نذاری، بقیه خیلی راحت ازت جلو میزنن.
۲. استرسِ از دست دادن: هر لحظه نگران اینم که پولم از دست بره. این یعنی باید برای هر «تک سکه» برنامه داشته باشم. یاد گرفتم چطوری منابعم رو مدیریت کنم که اگه یه جا ضربه خوردم، کل زندگیم نابود نشه.
۳. شکست پایان راه نیست: اون لحظهای که دیدم طلاهام نیست، میتونستم بازی رو پاک کنم. ولی ایستادم، فکر کردم و دوباره ساختم.
عجیبه که یه بازی موبایلی بتونه اینقدر دقیق مفهوم «مسئولیتپذیری» و «برنامهریزی مالی» رو به آدم یاد بده. توی شاهدزد، تو فقط دزد نیستی؛ تو یک استراتژیست هستی که باید یاد بگیری چطوری از داراییهات محافظت کنی و چطوری از فرصتها استفاده کنی.
خلاصه که، اگه دنبال یه بازی میگردید که هم هیجان داشته باشه و هم مغزتون رو به چالش بکشه، پیشنهاد میکنم یه سری به این دنیای پر از دزد و گنج بزنید. فقط مواظب باشید، چون شاید دزد بعدی که به قلعهتون میزنه من باشم!