شعر
📚کریان
"جدول"
زندگی صدها معما طرح ورنگ
گاه درزشتی وگهگاهی قشنگ
بحث وکل کل یک نماد زشتیند
طرح جدول را نشان پستیند
زندگی رامی کُنند خالی زدوست
دوستی رامی کَنند از مغز پوست
ٱشکارا ساز ناکوکی زنند
دل زشادیها تهی،پوکی زنند
خار را در مغز گل جا می دهند
گل به دست مرد شیدا می دهند
روی دیگر سکّه مهر است ونشان
باشداز رنگین صفتها ،مهتران
باسلامی بر عزیزان جان دهند
بامحبت قلب را پیمان دهند
خنده ها سازند صورت را نماد
دور باشند از دورویی وعناد
سرگرانی بهر عاشق نا رواست
سرخوشی در زندگی شور ونواست
گفتم این جدول که نامش پازل است
گر ندانی فاش می گویم دل است
دل بود هم مرکز کین وبدی
هم بوداحساس پاک و ایزدی
گر کنی صاف این به خون پیوسته را
صد گره وا میکند او بسته را
✍️فریدباقری کریانی
🎍ٱزاد
نوین،رویش
هجاهای
🍒ناهمسان