𓂃.❥ᥫ᭡
𓂃𔘓 ִֶָ 𓆩♥️𓆪 ִֶָ 𓏲ּ𝄢𓂃
*───➺
شعر
📚کریان
"خارخون ریز"
خار رهم وتیزم وخون ریز
گه پای خراشد ،وگهی لیز
من سنگ زنم پای هر عابر
تاپای شود خسته ،شود سِر
ازبسکه دویدم به بیابان
من ٱب ندیدم به دل وجان
زین روخَشِنم، تندم وبد خو
صد پای خراشیده ز ٱهو
گلها زمنند دور و فراری
خستگان ندارند ، قراری
ازدست من وتیغ مریضم
از چشم ودهان ٱب بریزم
بد رنگ منم ،زشت وقریحم
بی اصل وتباروبو وریحم
هرلحظه به اندیشه ی جنگم
من دشمن زیبایی ورنگم
البته طبیعتم چنین است
من خارم و خصلتم همین است
گر خار نبود ،معنی گل
بی رنگ شدی چمن وسنبل
خاروگل وبلبل وقناری
صد قصه کنند از نگاری
کٱورده چنین جهان وهستی
ترتیب ومنظم وبه مستی
خوانند سرود پاک بودن
چون یاد خداست ،درسرودن
✍️فریدباقری کریانی
🎍ٱزاد
نوین،رویش
هجاهای
🍒ناهمسان
↷
- •●❥ ❉᭄͜͡* ╰────────────➺*