
قضیه از این قراره که من این کتاب رو فکر کنم یکی دو سال پیش خواندم و دیشب که داشتم توی پیش نویس های ویرگولم میگشتم دیدم یه معرفی نصفه نیمه براش نوشتم و منتشر هم نکردم کلا فراموش کرده بودم .
به خاطر همین تصمیم گرفتم یکبار دیگه کتاب رو گوش بدم و بیام اینجا این متن رو از اول بنویسم و منتشر کنم .
همه ما از بین شخصیت های کربلا با یک یا چند نفر بیشتر انس میگیریم و برای من حضرت علی اکبر جز همون شخصیت ها هستند . به خاطر همین خیلی دلم میخواست بیشتر باهاشون آشنا بشم پس رفتم سراغ کتابی که به صورت جداگانه از کل داستان عاشورا درباره ایشون باشه و با کتاب پدر، عشق و پسر مواجه شدم .

داستان این کتاب روایت حضرت علی اکبر در واقعه عاشورا هست که از زبان اسب ایشون برای مادر حضرت که به علت بیماری در کربلا حضور نداشتند بازگو میشه.
این اولین کتابی بود که من از آقای سید مهدی شجاعی خواندم و حقیقتا شیفته قلمشون شدم .کتاب پر از استعاره و تشبیهه و آنقدر قشنگ نوشته شده که انگار خودم توی اون لحظه ها حضور داشتم .
یک نکته دیگه ای که باعث شد خیلی از این کتاب لذت ببرم نسخه صوتیش بود که من از ایران صدا گوش دادم . راوی آقای بهروز رضوی بودند اگر اشتباه نکنم و صدای خاصی که داشتند باعث شد کل کتاب رو یک شبه گوش بدم .اصلا یک جوری میگفت لیلا آدم گریه اش میگرفت ...
خلاصه که بهتون پیشنهاد میکنم اگر این کتاب رو نخوندین که حتما بخونید و اگر هم خواندید شنیدن نسخه صوتیش ارزشش رو داره .
تکه هایی از کتاب :





۱۴۰۴/۷/۴ جمعه