طی نوشته قبلیم بودن که کج فهمیدن و باعث سوتفاهم شد و یا شاید این منم که نمیتونم منظورمو برسونم چه با کلمه های که اینجا مینویسم و چه با کلمه های که به زبون میارم.
در مورد حجاب گفتم در جای غیر از ویرگول منتشر کردم که بعضی فشاری شده و شروع به حرف های زشتی به من کردن.
مثلا یکی گفت چرا همش فکرتون پایین تنه هست!؟ که البته همرا با کلی فحش های بد
من یا ماها!؟
من فکرم اینه؟ ولی شما که شلوار جذب یا بعضا ساپورت میپوشی با لباس کوتاه که همان پایین تنه را به نمایش بگذاری فکرت ساخت داروهای با کمترین عوارض هست برای بیماران!؟
چطور فکرتون نیست و به نمایش میگذارید؟ بعدش به من یا به قول خودتون ماها تهمت میزنید که اینجوریم! غیر از اینه که ما میخوایم بعد انسانی هر کسی رو نه بعد .....
یا بعضی میگفتن دیدم آدم های خوبی که روسری سرشون نبوده
مگه من گفتم ادم بدین؟ دقیقا اینجاست که دلم میسوزه که دلهای پاکی دارن و مسیری اشتباه رو دارن میرن، در طی سفری که به مشهد داشتم در مهرماه دختری که سپیده بود همراه مادرش هم کوپهای ما بودن تعجب کردم اولش که چطور با روسری و شال افتاده دور گردنشون راهی مشهدن ولی بعد که صحبت کردیم و آشنا شدیم دیدم که چقدر مهربون و قلب رئوفی دارن. همینا که خوبن جاده خالی و مسیر بی انتها بی حجابی برن از افتادن روسری شروع بشه به کجا ختم میشه!؟
اینهایی که گفتم از جنبه کاملا دینی نبود یه دیدگاه بسیار جزئی گفتم و سربسته.