ویرگول
ورودثبت نام
احساسات بر روی کاغذ
احساسات بر روی کاغذحرف هایی که نیاز داشتن شنیده شوند و خوانده دوست دارم بنویسم از زیبایی های جهان و انسان هایش . از رویاها و خیال پردازی هایم .
احساسات بر روی کاغذ
احساسات بر روی کاغذ
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

مزاحم های بی رحم

احساس میکنم دیگران به محبت و مهربانیم عادت کردن. اگه مثل خودشون رفتار کنم ازم شاکی میشن چرا رفتارم مثل قبل نیست و توجهی بهشون نمیشه. اون موقع هست که تمام رفتار های خوبمو و فراموش میکنن و میچسبن به یه رفتار کوتاه که بر خلاف میل‌شون بوده و باور دارن همیشه اینطوری کردم.

هیچوقت نگفتن دلیل کارهایی که میکنم چیه و یا چرا نظریه ها وتفکر هام موضوعشون به یه چیز ختم میشه.

تنها چیزی که خواستن درموردم بگن حرفهایی بوده که از ظاهرم گفتن و لقب هایی بهم چسباندن: عجیب و غریب. حساس. تراپیست. مسکن.

همیشه بدم میاد از اینکه دیگران در مورد علایقم و زندگی ام نظر میدن. کنار اومدن با اینکه علایقم با دیگران متفاوته سخت بود ولی تحمل نظر دادن بقیه در موردش عذاب آور تر! طوریه که می‌خوام همون موقع سر کسی که با ذوق و خوشحالی دعوتش کردم پیشم فریاد بزنم که من نیازی به نظر تو در مورد دوستان اندکم، کسانی که طرف دارشونم ، متن هایی که می‌نویسم، فضای زندگیم و چیزهایی که گوش میدم و میبینم ندارم! و بگویم :« لطفاً حد خودتو بدون. همون طور که من با علایق و دوست هایت و زندگی و آرزو هایت کاری ندارم.» من تصمیم گیرنده هستم که چه کاری انجام بدهم. به چه کسانی اعتماد کنم و چه چیز هایی دوست داشته باشم. کاش می‌توانستم تمام اینها را فریاد بزنم تا در دل پنهان کنم.

.

.

.

.

شاید صادقانه ترین چهره ی من در این متن ها حضور داشته باشد و شاید بچگانه ....

عجیب غریب
۱۱
۳
احساسات بر روی کاغذ
احساسات بر روی کاغذ
حرف هایی که نیاز داشتن شنیده شوند و خوانده دوست دارم بنویسم از زیبایی های جهان و انسان هایش . از رویاها و خیال پردازی هایم .
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید